برنامهٔ کودک را با چه معیاری جدی بگیریم؟
تحریریهٔ دیتاک
فهرست و اندازهٔ متن
مجید قناد در بخشی از گفتوگوی دیتاک، به شیوهٔ صحبت کردن مجری با کودک میپردازد. او از اشاره و لحن مجری مثال میزند و توضیح میدهد که یک نحوهٔ خطاب، ممکن است بیشتر یادآور تذکر دادن باشد تا دعوت به دیدن برنامه. محور بحثش، دقت در چگونگی ارتباط است: مجری باید مخاطبش را بشناسد و برای این کار آموزش ببیند و تجربه کسب کند.
در این مثال، مهارت حرفهای در جزئیاتی ظاهر میشود که شاید در نگاه اول کوچک به نظر برسند. جملهٔ معرفی برنامه، شیوهٔ خطاب و تناسب رفتار با سن مخاطب، همگی بخشی از اجرا هستند. قناد پیشتر نیز میان دنیای خردسال، کودک و نوجوان تفاوت گذاشته است. بنابراین عنوان کلیِ برنامهٔ کودک، بهتنهایی پاسخ نمیدهد که برنامه دقیقاً با چه کسی و چگونه حرف میزند.
او همین مسئله را به تصمیمهای تولید پیوند میزند و به کم گرفتن برآورد برنامهها و فیلمهای کودک انتقاد میکند. از نگاه قناد، کوچک بودن مخاطب نباید به ساده انگاشتن کار منجر شود. او با پیوند دادن بحث اجرا به امکانات تولید، نگاه را به تصمیمهای پشت دوربین میبرد. پرسشی که طرح میکند روشن است: اهمیتی که برای کودک قائل میشویم، در فرصت و امکانات ساخت برنامه چگونه دیده میشود؟
برای خوانندهای که برنامهای را انتخاب یا تماشا میکند، میتوان این پرسش را به چند نشانهٔ قابل مشاهده نزدیک کرد. برنامه برای چه گروه سنی ساخته شده است؟ زبان و موقعیتهایش چقدر با آن مخاطب تناسب دارد؟ سرگرمی و موضوعی که برنامه میخواهد مطرح کند، چگونه کنار هم قرار گرفتهاند؟ چنین توجهی امکان گفتوگویی دقیقتر دربارهٔ کیفیت میدهد؛ گفتوگویی که از پسندیدن یا نپسندیدن کلی یک مجری فراتر میرود.
قناد در ادامه، از فیلمسازان و برنامهسازان باتجربهای یاد میکند که میتوانند به تازهواردها آموزش بدهند. در روایت او، جدی گرفتن کار کودک به فراهم کردن امکان کار و انتقال تجربه نیز مربوط است. احترام به مخاطب در همین تصمیمها صورت پیدا میکند: چه کسی فرصت ساختن دارد، چگونه یاد میگیرد و با چه دقتی با کودک ارتباط برقرار میکند. این پرسشها، بحث کیفیت را به کار واقعی پشت دوربین وصل میکنند.