دکتر دریادارکودکی، روایت و تجربهٔ انسانی

نوشته‌ها

وقتی رفتار بزرگ‌ترها بخشی از تربیت می‌شود

تحریریهٔ دی‌تاک

فهرست و اندازهٔ متن

مجید قناد در گفت‌وگوی دی‌تاک، برای پاسخ به پرسش دربارهٔ تربیت، سراغ موقعیتی آشنا می‌رود: مهمانی وارد خانه می‌شود و بزرگ‌ترها از کودک می‌خواهند سلام کند و درست بنشیند. توجه او به رفتار پدر و مادر با مهمان و با یکدیگر است. قناد معتقد است کودک در همین برخوردهای معمول، شیوهٔ ارتباط را می‌بیند و می‌آموزد؛ حتی وقتی کسی قصد آموزش دادن ندارد.

این مثال، پرسش تربیت را به زندگی مشترک اعضای خانه نزدیک می‌کند. اگر سلام کردن نشانهٔ توجه به دیگری است، می‌توان به توجهی که خودمان در برخوردها نشان می‌دهیم هم نگاه کرد. اگر از کودک انتظار ادب داریم، لحن گفت‌وگوی بزرگ‌ترها نیز موضوع بررسی است. از این زاویه، رفتار کودک در مهمانی تنها بخشی از صحنه است؛ باقی صحنه را کسانی می‌سازند که از او انتظار دارند.

در روایت قناد، رفت‌وآمد میان نسل‌ها نیز اهمیت دارد. او به کودکانی اشاره می‌کند که به دلیل گرفتاری والدین، بخشی از وقتشان را نزد پدربزرگ و مادربزرگ می‌گذرانند. به نظر او، عادت‌ها و آداب بزرگ‌ترهای خانواده در این همراهی منتقل می‌شود. همچنین دشواری شرایط والدین را به رسمیت می‌شناسد. بنابراین بحث او را نمی‌توان به داوری دربارهٔ یک پدر یا مادر، آن هم بر اساس یک برخورد کوتاه، فروکاست.

برای خوانندهٔ بزرگسال، ارزش این نگاه در تغییر موضوعِ توجه است. پیش از ارزیابی یک رفتار کودک، می‌توان موقعیتی را که همه در آن حضور داشته‌اند مرور کرد: چه کسی فرصت صحبت داشته، درخواست‌ها با چه لحنی بیان شده و بزرگ‌ترها چگونه با هم برخورد کرده‌اند؟ این مرور دربارهٔ سهم خودمان در رابطه است؛ رابطه‌ای که یک واکنش کوتاه کودک یا یک برخورد بزرگسال، به‌تنهایی تمام آن را توضیح نمی‌دهد.

قناد در ادامه، از تفاوت دنیای خردسال، کودک و نوجوان نیز می‌گوید. این تمایز، انتظار یکسان از همهٔ سنین را محل پرسش می‌کند. کنار هم گذاشتن این دو بخش از گفت‌وگو، موضوعی روشن برای تأمل باقی می‌گذارد: وقتی از تربیت حرف می‌زنیم، رفتار قابل مشاهدهٔ خودمان و موقعیت مخاطب نیز جزئی از بحث‌اند. خانه هر روز صحنهٔ چنین برخوردهایی است؛ صحنه‌هایی که معمولاً نام آموزش روی آن‌ها نمی‌گذاریم.

مطالب مرتبط