بعد از اجرا، نوبت تماشای کار خودمان است
تحریریهٔ دیتاک
فهرست و اندازهٔ متن
برای مجید قناد، پایان اجرای زنده به معنای پایان توجه به آن برنامه نبود. او در گفتوگوی دیتاک میگوید از خانواده میخواست برنامهٔ صبح جمعه را ضبط کنند تا پس از بازگشت، آن را تماشا کند. هنگام دیدن ضبط، دنبال قسمتهایی میگشت که اشکال داشت، بخشهایی که خوب پیش رفته بود و کارهایی که نباید دوباره انجام میداد.
آنچه این خاطره را مشخص میکند، موضوع بازبینی است. قناد به دنبال یک حکم کلی دربارهٔ خوب یا بد بودن خودش نمیگشت؛ دربارهٔ قسمتهای اجرا حرف میزند. در شرح او، توجه به قوت و ضعف کنار هم قرار دارد. بخشی که به نظرش برای بچهها لذتبخش بوده نیز ارزش بررسی داشته است، چون بازبینی تنها به پیدا کردن خطا محدود نمیشود.
تماشای ضبط، برای اجراکننده موقعیتی متفاوت از لحظهٔ اجرا فراهم میکند: این بار میتواند همان کاری را ببیند که پیشتر مشغول انجام دادنش بوده است. از این روایت میتوان یک پرسش حرفهای بیرون کشید: پس از تمام شدن کار، چه چیزی را دوباره بررسی میکنیم؟ برای یک نوشته، ارائه یا محصول نیز میتوان به بخش مشخصی برگشت و دربارهٔ آن سؤال کرد. وقتی موضوع مرور مشخص باشد، میتوان دربارهٔ جزئیات اثر حرف زد و چیزی برای اصلاح یا حفظ کردن پیدا کرد.
قناد در ادامه، خاطرهای از کلاس استاد سمندریان نقل میکند. پس از اجرای پانتومیم، خواسته بود همکلاسیها برایش دست بزنند و با واکنش استاد روبهرو شده بود. مضمون درسی که از آن موقعیت به یاد دارد، خطرِ بسنده کردن به تشویق و متوقف شدنِ جستوجوی پیشرفت است. او این خاطره را در پیوند با غرور و ادامهٔ یادگیری تعریف میکند و از درسهایی میگوید که از استادانش گرفته است.
کنار هم قرار گرفتن این دو روایت، نسبت استقبال و ارزیابی را روشنتر میکند. تشویق، واکنش حاضران در یک لحظه است؛ بررسی کیفیت به نگاه دوباره و سؤالهای مشخص نیاز دارد. خود قناد این نگاه را با عادتی عملی توضیح میدهد: ضبط را میدید و دربارهٔ جزئیات کارش فکر میکرد. برای کسی که کارش را در معرض مخاطب میگذارد، پرسش باقیمانده همین است که پس از دریافت بازخورد، به کدام بخش اثر برمیگردد و دفعهٔ بعد چه چیزی را با دقت بیشتری انجام میدهد.