کودک سرگرم است؛ از دنیایی که میبیند چه میدانیم؟
تحریریهٔ دیتاک
فهرست و اندازهٔ متن
مجید قناد در دیتاک تصویری ساده میسازد: پدر یا مادر در اتاق را باز میکند و کودک را مشغول بازی میبیند. در یک تصویر، چند عروسک پیش روی کودک است؛ در تصویر دیگر، تلفن همراه، تبلت یا لپتاپ. هر دو صحنه ممکن است از بیرون به معنای سرگرم بودن باشند. پرسش قناد دربارهٔ تصویری است که بزرگسال از این سرگرمی دارد و چیزهایی که از آن نمیداند.
او میگوید والدین برای کمک به کودک، باید خود را به دنیای رسانهای او نزدیک کنند. در روایتش، آشنایی کودک با ابزارها گاه از آشنایی بزرگترها بیشتر است. مسئلهای که این بخش پیش میکشد، فاصلهٔ میان دیدن یک وسیله و شناختن تجربهای است که با آن شکل میگیرد. دانستن اینکه کودک تبلت در دست دارد، بهتنهایی توضیح نمیدهد چه چیزی میبیند، چه بازیای را دنبال میکند یا چه چیزی برایش جالب است.
میتوان این تمایز را در یک گفتوگوی معمول خانوادگی جدی گرفت. صحبت دربارهٔ شخصیت محبوب یک برنامه یا ماجرای یک بازی، موضوع روشنتری از قضاوت کلی دربارهٔ تلفن همراه فراهم میکند. چنین گفتوگویی راهی برای نزدیک شدن به پرسش قناد است: برای همراه شدن، ابتدا باید موضوع همراهی را شناخت. منظور از شناخت نیز صرفاً مهارت کار با دکمهها و تنظیمات یک دستگاه نیست.
قناد همزمان به گرفتاری کاری پدر و مادر اشاره میکند و مسئولیت را به خانواده محدود نمیکند. او از رسانهای حرف میزند که میتواند در کنار خانواده و مدرسه حضور داشته باشد و به کیفیت برنامههای کودک انتقاد دارد. انتظار او از برنامهسازان، فراهم کردن محتوایی است که بتواند مخاطب را با خود همراه کند. در همان گفتوگو، از تجربهٔ ساخت برنامههایی یاد میکند که بزرگترها نیز تماشایشان میکردند و کودک در کنار آنها پای برنامه مینشست.
همین خاطره، پرسش دوم را پیش روی سازندگان محتوا میگذارد: برنامه چه چیزی برای تماشا و گفتوگوی مشترک فراهم میکند؟ وقتی تنها از مدت استفادهٔ کودک از رسانه حرف میزنیم، کیفیت آنچه عرضه شده و امکان همراهی دیگران کمتر دیده میشود. گفتوگوی قناد توجه را به همین جزئیات برمیگرداند؛ به محتوای روی صفحه و به رابطهای که میتوان پیرامون آن داشت. شناختن این جزئیات، شروع مشخصتری برای حرف زدن دربارهٔ رسانه در خانواده است.