دکتر دریادارکودکی، روایت و تجربهٔ انسانی

نوشته‌ها

از آزمون طراحی صحنه تا انتخاب نمایش عروسکی

تحریریهٔ دی‌تاک

قاب دونفره از گفت‌وگوی دی‌تاک با مریم سعادت
کودکی، تربیت و نمایش عروسکی | گفت‌وگو با خانم سعادت
فهرست و اندازهٔ متن

روایت خانم سعادت از ورودش به نمایش عروسکی، با جا ماندن از آزمون طراحی صحنه شروع می‌شود. زمان دریافت کارت و برگزاری آزمون را درست متوجه نشده بود؛ وقتی رسید، آزمون شروع شده بود. او به خانه برنمی‌گردد و برای شنیده شدن درخواستش پشت در می‌ماند.

رئیس دانشکده با او صحبت می‌کند و امکان شرکت در آزمون نمایش عروسکی را پیش می‌کشد؛ رشته‌ای که خانم سعادت در آن لحظه شناختی از آن نداشته است. برای ماندن در کتابخانه و دیدن کتاب‌های مرتبط نیز فرصتی فراهم می‌شود. پاسخ او به درخواست خانم سعادت، یک راهِ مشخص با زمان و منبع در دسترس است. همین جزئیات به پیشنهاد وزن می‌دهند: فردی که از یک آزمون جا مانده، می‌تواند بفهمد فرصت بعدی چیست و برایش چه کاری باید انجام دهد.

خانم سعادت از ورق زدن کتاب‌ها، دیدن تصاویر و یادداشت برداشتن می‌گوید. روز بعد در آزمون شرکت می‌کند؛ در ادامهٔ خاطره نیز از پذیرفته‌شدنش در آن رشته می‌گوید. این فاصلهٔ کوتاه میان پیشنهاد و آزمون، در روایت او با کار مشخص پر شده است: منبعی در دسترس بوده، زمانی برای آشنایی فراهم شده و او از آن استفاده کرده است. رشته‌ای که ابتدا از آن شناختی نداشته، کم‌کم موضوعی برای دیدن و دنبال کردن می‌شود.

آن زمان، نتیجه را بیشتر به خوش‌شانسی نسبت می‌داده؛ در بازگویی این خاطره، پیگیری خودش را هم در رسیدن به نتیجه مؤثر می‌بیند. این بازنگری چیزی از کمک رئیس دانشکده کم نمی‌کند؛ تلاش او هم فرصتِ فراهم‌شده را از قصه بیرون نمی‌برد. روایت وقتی دقیق‌تر می‌شود که هر دو سهم در آن باقی بمانند: کسی خواسته‌اش را پی گرفته و کسی دیگر راهی قابل اجرا پیش رویش گذاشته است.

در روایت خانم سعادت، رئیس دانشکده قبلاً وعده داده بود که امکان انتقال به طراحی صحنه را بر پایهٔ نتیجهٔ تحصیل او فراهم کند. بعدتر، با خوب‌شدن نمره‌هایش، آن پیشنهاد را دوباره پیش روی او می‌گذارد؛ اما خانم سعادت تصمیم می‌گیرد در نمایش عروسکی بماند. اکنون انتخابش بر تجربه‌ای استوار است که هنگام ورود نداشته است. او رشته را از نزدیک شناخته و علاقه پیدا کرده است. این جزئیات، داستان را از یک اتفاق خوشایندِ کوتاه به فرایند آشنا شدن و دوباره انتخاب کردن تبدیل می‌کند.

خانم سعادت بعدتر از سفری می‌گوید که در آن، به دیدن آثاری مرتبط با همان تصاویر آغازین رسیده و عمیقاً تحت تأثیر قرار گرفته است. این بخش، بازگشت یک خاطره در موقعیتی تازه را نشان می‌دهد. چیزی که زمانی در کتابخانه و برای آمادگی یک آزمون دیده بود، سال‌ها بعد در تجربهٔ هنری او دوباره حاضر می‌شود. خانم سعادت می‌گوید همراهان سفر دربارهٔ اشک‌هایش از او می‌پرسیدند و توضیح دادن آن احساس برایش آسان نبود. برای او، آنچه می‌دید به نخستین آشنایی‌اش با نمایش عروسکی پیوند داشت.

مطالب مرتبط