دکتر دریادارکودکی، روایت و تجربهٔ انسانی

نوشته‌ها

فقدان و کار؛ روایت هادی شجاری از ادامه دادن

تحریریهٔ دی‌تاک

فهرست و اندازهٔ متن

وقتی دکتر دریادار از بزنگاه‌های زندگی می‌پرسد، هادی شجاری به فقدان و مواجهه با محدود بودن زندگی برمی‌گردد. می‌گوید اثر بعضی از این تجربه‌ها را بعدها روشن‌تر فهمیده است. پاسخ او به گذشته محدود نمی‌ماند؛ به کارهایی می‌رسد که از دست رفته‌اند و کارهایی که هنوز دنبال می‌کند. پیوند میان این تجربه‌ها، موضوعی است که مهمان هنگام بازگویی زندگی‌اش پیش می‌کشد.

شجاری از فعالیتی در گردشگری می‌گوید که هنگام کرونا و بسته شدن مرزها از ادامه بازمانده است. در نمونه‌ای دیگر، از کارهای مرتبط با رسانه‌های اجتماعی یاد می‌کند که با محدود شدن دسترسی به اینستاگرام آسیب دیده‌اند. او شیوهٔ مواجههٔ خودش با این تغییرها را در ارتباط با تجربه‌های پیشین می‌فهمد. این پیوند، برداشت امروز او از مسیر زندگی‌اش است؛ از بیرون نمی‌توان تمام تصمیم‌هایش را نتیجهٔ یک رخداد دانست.

در این دو مثال، کاری که ساخته شده به شرایطی بیرون از خواست سازنده وابسته می‌ماند. مرز بسته می‌شود و راه ارتباط با مخاطب تغییر می‌کند. این جزئیات اهمیت دارند: از دست رفتن یک فعالیت را نمی‌توان فقط با اندازهٔ تلاش کسی که آن را ساخته توضیح داد. شجاری هم‌زمان از شرایطی می‌گوید که در اختیارش نبوده‌اند و از معنایی که برای واکنش خودش پیدا کرده است.

اگر تنها از ارادهٔ فرد حرف بزنیم، آن شرایط از تصویر کنار می‌روند. اگر فقط شرایط را ببینیم، برداشت شخصی او شنیده نمی‌شود. خواندن روایت، با نگه‌داشتن هر دو دقیق‌تر می‌شود. همچنین فقدان یک عزیز و از دست رفتن یک موقعیت کاری، تجربه‌هایی هم‌ارز نیستند؛ مهمان از نسبتی می‌گوید که خودش میان آن‌ها می‌بیند، نه از یکسان بودنشان.

کارهایی که هنوز دنبال می‌کند

پس از صحبت از فقدان، شجاری از طرحی مرتبط با نخلستان حرف می‌زند و بر افق طولانیِ آن مکث می‌کند؛ کاری که نتیجه‌اش در زمان کوتاه خلاصه نمی‌شود. این نمونه در روایت او اهمیت دارد: کسی که از محدود بودن فرصت زندگی می‌گوید، همچنان برای کاری بلندمدت وقت می‌گذارد. در برداشت خودش، آگاهی از محدودیت زمان با تمایل به استفاده از آن همراه شده است.

در این بخش، امید به کاری مشخص متصل می‌شود. شجاری فقط آینده‌ای بهتر را توصیف نمی‌کند؛ از فعالیتی می‌گوید که اکنون دنبال می‌کند و برای ادامه‌اش زمان در نظر گرفته است. از کنار هم گذاشتن این دو بخش می‌توان فهمید که در روایت او، پذیرفتن امکان از دست دادن با کنار کشیدن از ساختن یکی نشده است. این تفسیر، در محدودهٔ همین زندگی و همین گفته‌ها معنا دارد.

پاسخ شجاری به فقدان، معیار واکنش دیگران نیست. کسی که هنوز درگیر رنج یا ابهام است، لازم نیست از تجربه‌اش نتیجه‌ای الهام‌بخش بسازد. سرعت بازگشت به کار نیز کیفیت یا ارزش واکنش او را معلوم نمی‌کند. همین مرز به ما اجازه می‌دهد معنای شخصیِ مهمان را جدی بگیریم، بی‌آنکه آن را به انتظار تازه‌ای از شنونده تبدیل کنیم.

شجاری امروز تجربه‌های فقدان را کنار کارهایی می‌گذارد که از دست داده و کاری که با نگاهی بلندمدت دنبال می‌کند. برای او، هنوز وقت داشتن با هنوز امکانِ کاری را داشتن پیوند خورده است. این معنایی است که در گفت‌وگو برای ادامهٔ زندگی خود بیان می‌کند.

مطالب مرتبط