دکتر دریادارکودکی، روایت و تجربهٔ انسانی

نوشته‌ها

حق انتخاب، وقتی نظر کودک در نتیجه اثر دارد

تحریریهٔ دی‌تاک

فهرست و اندازهٔ متن

هادی شجاری در دی‌تاک از پدری یاد می‌کند که نظر بچه‌ها را می‌پرسیده و به آن‌ها اختیار می‌داده است. آنچه از این رابطه در خاطرش مانده، احساسِ به حساب آمدن است. او این خاطره را از چشم خودش بازمی‌گوید: چنین احساس می‌کرده که تصمیمش برای پدر اهمیت دارد. همین احساس، موضوع حق انتخاب را به رابطه‌ای مشخص نزدیک می‌کند.

این خاطره دربارهٔ معنای شنیده‌شدن پرسشی پیش می‌کشد. ممکن است در یک خانه از کودک زیاد نظر بخواهند، اما پاسخ قابل‌قبول از پیش معلوم باشد. ممکن است جای دیگری، موضوع انتخاب محدودتر باشد و همان محدوده واقعاً به او سپرده شود. برای فهم اختیار، شمار دفعاتی که نظر پرسیده شده کافی نیست. باید دید پس از پاسخ چه رخ می‌دهد: آیا تصمیم هنوز قابل تغییر است؟ اگر پیشنهاد کودک اجرا نشود، آیا دلیلش روشن می‌شود؟

گاهی نیز بزرگسال نظر کودک را برای مشورت می‌خواهد و تصمیم نهایی را خودش می‌گیرد. این شکل از مشارکت هم می‌تواند روشن و صادقانه باشد، به شرط آنکه با وعدهٔ انتخاب اشتباه نشود. شنیدن نظر، سپردن تصمیم و توضیح تصمیم، کارهای متفاوتی‌اند. در هر سه، باید معلوم باشد پاسخ کودک چه جایگاهی دارد.

معلوم باشد دربارهٔ چه چیزی تصمیم می‌گیریم

در نظر گرفتن کودک به معنای واگذاری همهٔ تصمیم‌ها به او نیست. برای روشن‌تر شدن این تمایز، موقعیتی فرضی را در نظر بگیریم: خانواده برای یک روز تعطیل، میان دو برنامهٔ ممکن انتخاب می‌کند. بزرگسال می‌داند چه زمانی در اختیار دارند و کدام هزینه از توانشان بیرون است. اگر این حدود روشن باشند، نظر کودک دربارهٔ برنامهٔ قابل‌اجرا می‌تواند واقعاً در نتیجه اثر بگذارد. اما وقتی از او دربارهٔ چیزی می‌پرسیم که امکانش را نداریم و بعد از پاسخ تازه محدودیت‌ها را آشکار می‌کنیم، از ابتدا روشن نبوده کودک میان چه گزینه‌هایی حق انتخاب دارد.

در این انتخاب، خواست کودک کنار زمان، امکانات و خواست دیگر اعضای خانواده قرار می‌گیرد. مسئولیت بزرگسال، توضیح این واقعیت‌ها و نگه‌داشتن حدودی است که به مراقبت و حقوق دیگران مربوط می‌شوند. سهم کودک هم می‌تواند پیشنهاد دادن، شنیدن دلیل و بازنگری در انتخاب باشد. اختیار وقتی روشن‌تر می‌شود که معلوم باشد چه چیزی باز است، چه چیزی محدود است و چرا.

چه چیزهایی در دسترس انتخاب‌اند؟

کتابخانهٔ پدر در روایت شجاری، جای آشنایی با کتاب‌هایی بوده که در نوجوانی بر نگاهش به کار اثر گذاشته‌اند. این خاطره به موضوع انتخاب مربوط است: چیزی باید در دسترس باشد تا بتوان با آن آشنا شد و درباره‌اش نظر پیدا کرد. بزرگسال می‌تواند زمینهٔ این آشنایی را فراهم کند و پاسخ کودک را باز بگذارد. معرفی یک علاقه، با موظف کردن دیگری به دوست داشتن آن تفاوت دارد. در اینجا نیز مرز اختیار روشن است: بزرگسال امکان مواجهه را بیشتر می‌کند و کودک فرصت دارد رابطهٔ خودش را با آن تجربه بسازد.

در این خوانش، حق انتخاب تنها لحظهٔ اعلام خواسته نیست. به آنچه پیش از تصمیم در دسترس بوده و آنچه پس از تصمیم رخ می‌دهد نیز مربوط است. وقتی نظر کودک اثر دارد، حدود توضیح داده می‌شوند و فرصت بازنگریِ متناسب وجود دارد، انتخاب به بخشی از رابطه تبدیل می‌شود. بعضی تصمیم‌ها پس از تعهد یا صرف هزینه به‌آسانی برنمی‌گردند؛ روشن بودن همین پیامدها نیز بخشی از فهم انتخاب است. آنچه در خاطرهٔ شجاری می‌ماند، همین تجربهٔ به حساب آمدن است؛ تجربه‌ای که می‌توان در تصمیم‌های کوچک امروز نیز معنایش را دقیق‌تر دید.

مطالب مرتبط