دکتر دریادارکودکی، روایت و تجربهٔ انسانی

نوشته‌ها

کمک‌کردن چه وقت جای تجربه را می‌گیرد؟

تحریریهٔ دی‌تاک

فهرست و اندازهٔ متن

هادی شجاری در دی‌تاک از کودکانی می‌گوید که کلاس زبان، موسیقی یا ورزش می‌روند، اما در انجام بعضی کارهای روزمره یا ارتباط با همسالان به کمک فراوان نیاز دارند. نگرانی او این است که در میان این‌همه رسیدگی، فرصت تجربه کردن کم شود. با این حال، نیاز به کمک به‌تنهایی نشان نمی‌دهد که مراقبت بیش از اندازه بوده است. تجربه‌های قبلی، فرصت انجام کار و نیازهای متفاوت کودکان نیز باید دیده شوند.

برای فهم کیفیت کمک، کافی نیست بپرسیم بزرگسال چقدر کنار کودک است. کودک ممکن است با همراهی نزدیک، روش کار را خودش انتخاب کند؛ یا بزرگسال از دور همهٔ مراحل را تعیین کرده باشد. باید دید کمک چه مانعی را برداشته و کدام کار هنوز بر عهدهٔ کودک است. همچنین میان کاری که او نمی‌تواند انجام دهد و کاری که معمولاً پیش از او انجام شده، تفاوت وجود دارد. ظاهر یکسان این دو وضعیت، نیاز یکسان را ثابت نمی‌کند.

کمک برای ورود به کار

فرض کنیم کودکی می‌خواهد نقاشی با رنگ را شروع کند. شاید نداند کنار رنگ و کاغذ چه چیزهایی لازم دارد؛ شاید وسایل را بشناسد و ظرف آب را فراموش کرده باشد؛ شاید هم برای باز کردن درِ یک ظرف به کمک نیاز داشته باشد. هر سه وضعیت ممکن است از بیرون شبیه درخواست کمک دیده شوند. برای بررسی نوع همراهی، باید همین تفاوتِ مانع‌ها را در نظر گرفت. بزرگسال ممکن است وسیلهٔ لازم را معرفی کند، جای ظرف آب را یادآوری کند یا درِ سفت را باز کند. در هر حالت، بخش متفاوتی از کار آسان شده و تصمیم‌هایی هنوز برای خود کودک مانده است. این جزئیات، شکل کمک را روشن‌تر از عبارت کلیِ بیشتر یا کمتر کمک کردن نشان می‌دهند.

انجام دادنِ کار به جای کودک نیز همیشه نشانهٔ یک شیوهٔ ثابت تربیتی نیست. ممکن است زمان محدود باشد، خطر وجود داشته باشد یا کودک خسته باشد. مسئله را باید در تداوم رابطه دید: آیا همیشه بزرگسال مسئله را پیشاپیش حل می‌کند؟ آیا وقتی فرصت و توان وجود دارد، جایی برای کوشش کودک باقی می‌ماند؟ دیدن یک صبح شتاب‌زده، اطلاعات کافی برای داوری دربارهٔ تمام روش یک خانواده نمی‌دهد.

شجاری از عشق والدین به فرزندانشان نیز حرف می‌زند. این اشاره مانع از آن است که بحث مراقبت را به داوری دربارهٔ محبت خانواده محدود کنیم. می‌توان خواست والدین برای آسان‌تر کردن کار کودک را فهمید و شکلِ کمک را بررسی کرد: در جریان این همراهی، کودک چه می‌فهمد و چه می‌کند؟

وقتی برنامهٔ کودک، میدان مقایسه می‌شود

شجاری احتمال دیگری را نیز مطرح می‌کند: بعضی انتخاب‌ها از مقایسهٔ والدین با دوستان و آشنایان تأثیر می‌گیرند. از این برداشت نمی‌توان دربارهٔ انگیزهٔ هر ثبت‌نامی حکم داد. اما می‌توان به فاصله‌ای توجه کرد که ممکن است میان نیاز کودک و تصویری که بزرگسال از عقب نماندن دارد ایجاد شود. در چنین وضعی ممکن است هدف تصمیم گم شود: کلاس تازه قرار است کدام نیاز یا علاقهٔ همین کودک را پاسخ بدهد؟ توجه به این پرسش، مقایسه را از جایگاه معیار اصلی انتخاب پایین می‌آورد.

در بررسی همان کلاس نیز می‌توان دید کودک چه می‌کند و کجا همراهی می‌خواهد. دوست داشتنِ یک فعالیت، نیاز به کمک را منتفی نمی‌کند؛ همان‌طور که لذت بردن از نتیجه، به‌تنهایی نشان نمی‌دهد روش کار را خودش انتخاب کرده است. عنوان کلاس یا تعداد ساعت‌های آن، این تفاوت‌ها را توضیح نمی‌دهد.

در عین حال، برنامهٔ کودک در زندگی واقعی خانواده جا می‌گیرد. شجاری خود به دشواری والدگری و نیاز والدین شاغل به محیط مراقبتی اشاره می‌کند. خانواده با فهرست تازه‌ای از انتظارهای تربیتی صاحب وقت و امکان نمی‌شود. پیشنهاد تغییر باید با وقت و پشتیبانیِ در دسترس خانواده سازگار باشد؛ وگرنه نقد رسیدگی، به بار دیگری بر دوش همان بزرگسال خسته تبدیل می‌شود.

کودک ممکن است کاری را خودش آغاز کند و در ادامه، کمک دقیق‌تری بخواهد. این هم شکلی از بر عهده گرفتن کار است. برای فهم استقلال، باید دید او چه چیزی را فهمیده، کدام تصمیم را گرفته و چه حمایتی هنوز لازم دارد. نگرانی شجاری با چنین دقتی به پرسشی قابل‌بررسی تبدیل می‌شود: کمک ما در این کارِ مشخص، چه چیزی را برای کودک ممکن کرده است؟

مطالب مرتبط

کمک و فرصت تجربه؛ گفت‌وگوی هادی شجاری | دی‌تاک — دکتر دریادار