دکتر دریادارکودکی، روایت و تجربهٔ انسانی

نوشته‌ها

زندگی همیشه از روی نقشه پیش نمی‌رود

تحریریه دی‌تاک

قاب دونفره از گفت‌وگوی دی‌تاک با هادی صمدی
گفت‌وگو با آقای صمدی
فهرست و اندازهٔ متن

وقتی پایان یک مسیر را می‌دانیم، روایت‌کردن مرحله‌های قبلی آسان‌تر می‌شود؛ اما همان مرحله‌ها هنگام تجربه‌شدن می‌توانستند پر از ابهام باشند. بخش پایانی گفت‌وگوی دی‌تاک با آقای صمدی، فرصتی برای فکرکردن به انتخاب‌ها، اتفاق‌ها و تغییر مسیر است. این نوشته از موضوع روایت مسیر زندگی آغاز می‌کند.

در روایت یک مسیر، دانستن پایان ماجرا می‌تواند باعث شود همه مرحله‌های قبلی ضروری به نظر برسند. اما آگاهی بعدی از نتیجه، ثابت نمی‌کند که در زمان تصمیم فقط همان راه ممکن بوده یا نتیجه از پیش قابل‌پیش‌بینی بوده است. برای خواندن چنین روایتی، باید پرسید کدام بخش در همان زمان دانسته می‌شد و کدام بخش معنایی است که بعداً به مسیر داده‌ایم. وقتی نتیجه روشن شده، گزینه‌ای که آن زمان کنار گذاشته‌ایم ممکن است از روایت حذف شود؛ در حالی که هنگام تصمیم وجود داشته است.

انعطاف در این یادداشت، بازبینی تصمیم با تغییر اطلاعات و شرایط است؛ نه برچسبی برای قضاوت درباره شخصیت افراد. اگر شرایط عوض شود، آیا تغییر مسیر همیشه به معنای نداشتن هدف است؟ گاهی راه رسیدن تغییر می‌کند و گاهی خود هدف نیازمند بازبینی است؛ این دو تصمیم را باید جدا توضیح داد. این نگاه دعوت به تصمیم عجولانه نیست؛ تغییر مسیر هم به سنجیدن هزینه، تعهد و امکان‌های واقعی نیاز دارد.

برای مرور یک تصمیم محدود و قابل‌تحمل، پیشنهاد تحریریه نوشتن چند دانسته همان زمان است؛ نیازی به بازخوانی همه گذشته نیست. سپس آن‌ها را از اطلاعاتی جدا کنیم که بعداً به دست آورده‌ایم. در میان اطلاعاتِ بعداً فهمیده‌شده نیز فرق هست: بعضی همان زمان در دسترس بودند اما بررسی نشده بودند و بعضی هنوز وجود نداشتند. این تمرین قرار نیست درست یا غلط‌بودن همه تصمیم‌ها را تعیین کند.

در مثال فرضی تحریریه، مهلتی که از ابتدا در شرح کار نوشته شده بود با پیشنهاد کاری که تازه بعدتر پدید آمده فرق دارد؛ اولی می‌تواند پرسشی درباره بررسی اطلاعات بسازد، اما دومی گزینه‌ای در دسترسِ تصمیم گذشته نبود. اگر مرور موضوعی آزاردهنده است، لازم نیست این پیشنهاد را روی آن اجرا کنیم؛ می‌توان تصمیمی روزمره و کم‌تنش را انتخاب کرد. وقتی تفاوت دانسته‌های آن زمان و امروز روشن شد، می‌توان یادداشت را متوقف کرد؛ هدف صدور حکم نهایی درباره خود نیست.

پذیرفتن نقش اتفاق به معنای کنارگذاشتن مسئولیت نیست. می‌توان پیامد انتخاب‌ها را بررسی کرد، بدون اینکه بررسی را به یافتن یک مقصر یا ادعای اختیار کامل فرد تبدیل کنیم. روایتی که هر دو را ثبت کند، دست‌کم روشن می‌کند کجا درباره انتخاب حرف می‌زنیم و کجا درباره شرایطی که انتخاب نکرده‌ایم. در یادداشت مرور، می‌توان یک تصمیم قابل‌انتخاب و یک عامل خارج از اختیار را جدا نوشت؛ قرار نیست یکی جای دیگری را بگیرد. گاهی انتخاب در واکنش به اتفاق شکل می‌گیرد؛ ثبت ترتیب رخدادها کمک می‌کند این رابطه را به یک علت ساده تقلیل ندهیم.

مرور گذشته وقتی به امروز کمک می‌کند که به جای ساختن داستانی بی‌نقص، یک فرض قابل‌بازبینی را نشان دهد. اکنون کدام بخش نقشه بر اطلاعاتی تکیه دارد که تغییر کرده‌اند؟ ممکن است پاسخ به اصلاح مسیر برسد یا نشان دهد فعلاً دلیل کافی برای تغییر نداریم؛ هر دو با بازبینی صادقانه سازگارند. این نگاه از موضوع یک روایت زندگی الهام می‌گیرد؛ نمی‌گوید همه باید مانند یکدیگر برنامه‌ریزی کنند یا مسیرشان را تغییر دهند.

مطالب مرتبط