دکتر دریادارکودکی، روایت و تجربهٔ انسانی

نوشته‌ها

آینده را پیش‌بینی کنیم یا برای تصمیم‌گرفتن آماده شویم؟

تحریریه دی‌تاک

قاب دونفره از گفت‌وگوی دی‌تاک با هادی صمدی
گفت‌وگو با آقای صمدی
فهرست و اندازهٔ متن

از شنیدن یک پیش‌بینی درباره آینده شغل‌ها تا تصمیم درباره آموختن یا کنارگذاشتن یک مهارت، فاصله‌ای هست که باید توضیح داده شود. در گفت‌وگوی دی‌تاک با آقای صمدی، فاصله میان توصیف آینده و توصیه برای عمل مطرح می‌شود. محور این یادداشت، منطق تصمیم آموزشی در برابر پیش‌بینی‌هاست؛ نه گزارش تازه از وضعیت فناوری یا فهرست مشاغل آینده.

در موضوع آینده، ادعای توصیفی غالباً شکل پیش‌بینی دارد: چه اتفاقی ممکن است بیفتد و با چه فرض‌هایی. یک توصیه می‌خواهد روشن کند در برابر آن چه کنیم. حتی اگر درباره روندی توافق داشته باشیم، تصمیم آموزشی هنوز به هدف، هزینه تغییر و پیامد اشتباه‌بودن پیش‌بینی وابسته است. اینکه چه چیزی را می‌خواهیم حفظ کنیم، پرسشی ارزشی است و از یک پیش‌بینی فنی به‌تنهایی پاسخ نمی‌گیرد.

در بخش مربوط به فناوری، مسئله حفظ توان انسانی در صورت نبود دسترسی به ابزار نیز مطرح می‌شود. در مثال فرضی گفت‌وگو، اگر بخش‌هایی از کار پزشکی به هوش مصنوعی سپرده شوند و بعد دسترسی به آن قطع شود، نیروهای آموزش‌دیده چه نقشی خواهند داشت؟ در کنار این پرسش، مثال برق اضطراری بیمارستان مطرح می‌شود: آمادگی برای اختلال، لزوماً به معنای پیش‌بینی وقوع آن نیست. تحریریه از اینجا میان در دسترس‌بودن ابزار و تواناییِ فهم و ارزیابی خروجی آن تمایز می‌گذارد.

پیشنهاد تحریریه این است که هنگام شنیدن یک پیش‌بینی، سه چیز را جدا بنویسیم: خودِ پیش‌بینی و فرض‌هایش، شواهدی که گوینده برای آن معرفی می‌کند و تصمیمی که از آن نتیجه می‌گیرد. اگر شاهدی معرفی نشده، همان خلأ را ثبت کنیم.

سپس بپرسیم کدام فرض یا ارزش، پیش‌بینی را به آن تصمیم وصل کرده است. در یک مثال فرضی، اگر از پیش‌بینی به توصیه حذف آموزش مهارتی برسیم، باید فرضِ دسترسی همیشگی به ابزار و امکان ارزیابی خروجی آن را جدا بررسی کنیم. در تصمیم‌های تخصصی، نداشتن امکان ارزیابی شاهد خود دلیلی برای مکث و مراجعه به منبع معتبر همان حوزه است، نه پذیرش یا رد فوری. اگر تصمیم زمان‌دار است، باید نادانسته‌ها و هزینه انتظار را هم روشن کرد؛ این یادداشت جای ارزیابی تخصصیِ همان تصمیم را نمی‌گیرد.

موضوع، تعیین سهم ابزار و سهم قضاوت انسانی در یک کار مشخص است. استفاده از ابزار مانع پرسیدن درباره حفظ مهارت مستقل نیست؛ اما زمان و هزینه یادگیری باید در همان تصمیم دیده شود. یادگیری می‌تواند در هنگام استفاده از ابزار هم رخ دهد؛ مسئله این است که کدام بخش فهم و ارزیابی را خودمان حفظ می‌کنیم. می‌توان بررسی کرد نبود آن مهارت چه کاری را متوقف می‌کند و حفظش چه هزینه‌ای دارد؛ همه مهارت‌ها اولویت یکسانی ندارند. گاهی تصمیم درباره حفظ بخشی از مهارت برای بررسی خروجی است، نه انجام همه مرحله‌ها بدون ابزار.

پیش از تبدیل هر پیش‌بینی به توصیه، سه پرسش را نگه داریم: این تصویر از آینده بر چه شواهدی تکیه دارد، چه ارزشی را می‌خواهیم حفظ کنیم و اگر فرض اصلی غلط بود چه می‌شود؟ اگر پاسخی نداریم، می‌توان دقیقاً مشخص کرد کدام بخش نامعلوم است؛ نام‌بردن از خلأ با داشتن پاسخ متفاوت است. پرسش‌های بهتر جانشین شواهد معتبر نیستند؛ کمک می‌کنند بدانیم برای تصمیم، چه شاهدی هنوز لازم داریم.

مطالب مرتبط

آینده را پیش‌بینی کنیم یا برای تصمیم‌گرفتن آماده شویم؟ — دکتر دریادار