دکتر دریادارکودکی، روایت و تجربهٔ انسانی

نوشته‌ها

پیانو برای روزهای خوش و ناخوش؛ هنر بیرون از اجرای مهمانی

تحریریهٔ دی‌تاک

قاب دونفره از گفت‌وگوی دی‌تاک با علیرضا خمسه
گفت‌وگو با آقای خمسه
فهرست و اندازهٔ متن

در روایت آقای خمسه از زندگی خانوادگی، پیانو تنها برای لحظه‌ای که مهمان‌ها منتظر اجرا هستند حضور ندارد. او در گفت‌وگوی دی‌تاک می‌گوید دخترانش هم در خوشحالی و هم در ناراحتی سراغ پیانو می‌روند. این تصویر کوتاه، توجه را از نتیجهٔ نمایشی کلاس به جای ساز در زندگی روزمره می‌برد.

آقای خمسه پیش از این مثال، از انتظار اجرای موسیقی در جمع حرف می‌زند. او موقعیتی را توصیف می‌کند که از فرزند برای خوشایند جمع اجرا می‌خواهند. پرسش تحریریه درباره خودِ تحسین نیست؛ درباره آن است که آیا تحسینِ جمع، تنها معیار ارزش یادگیری شده است. او در برابر این انتظار، از شناخت خود و بیان احساس از راه هنر حرف می‌زند؛ معنایی که با مثال استفاده روزمره از پیانو توضیحش می‌دهد. اهمیت ساز در این مثال به مناسبتی خاص وابسته نیست؛ می‌توان رد آن را در زمان‌هایی دنبال کرد که برنامه‌ای برای اجرا در جمع وجود ندارد.

پیانو، سازِ همین خاطره است؛ موضوع مقاله برتری یک ساز یا شکل خاصی از آموزش نیست. از همین مثال خانوادگی، تحریریه پرسشی درباره معیار ارزش‌گذاری آموزش هنر می‌سازد؛ پرسشی که پاسخ آن را باید در تجربه هر هنرجو جداگانه جست. اگر در پایان یک دوره اجرایی برای جمع آماده نباشد، چه چیزهایی از تجربه هنرجو هنوز ارزش دیدن دارند؟ پاسخ، جای بررسی کیفیت آموزش را نمی‌گیرد؛ معیارهای دیگری را کنار نتیجه نمایشی می‌گذارد. در گزارشی که تنها اجرای نهایی را می‌سنجد، رابطهٔ هنرجو با تمرین، کشف صدایی تازه یا پیدا‌کردن قطعه‌ای که دوست دارد ممکن است دیده نشود.

از این پرسش نمی‌توان حکم داد که اجرا یا آموزش حرفه‌ای بی‌ارزش است. موضوع، انتظاری است که پیش از شنیدن هنرجو برای او تعیین می‌شود. می‌توان درباره فن و تمرین پرسید و هم‌زمان به تجربه شخصی هنرجو توجه کرد. نبود اجرا در جمع، به‌تنهایی درباره هیچ‌یک پاسخ کافی نمی‌دهد. از اینجا، تحریریه پرسش دیگری پیش می‌کشد: آیا میل خود هنرجو به اجرا نیز در تصمیم جمع جایی دارد؟ حتی انتظارِ خودشناسی نیز اگر از بیرون تحمیل شود، می‌تواند تجربه هنرجو را به نتیجه‌ای ازپیش‌خواسته گره بزند. در این خوانش، امکان لذت‌بردن از موسیقی بدون توضیح نتیجه آن هم باقی است.

این توصیف به خانواده آقای خمسه تعلق دارد؛ درباره نتیجه آموزش برای دیگران، باید تجربه خود آنها را شنید.

از منظر تحریریه، این روایت پرسش پس از کلاس را هم تغییر می‌دهد: در کنار قطعه آماده اجرا، کدام لحظه برای خود هنرجو معنا داشته است؟ گفت‌وگوی آقای خمسه، معیار توجه را به همین تجربه نزدیک می‌کند: آیا موسیقی فقط در زمانِ اجرا برای دیگران حضور دارد، یا هنرجو در زمان‌های دیگری هم خودش سراغ آن می‌رود؟ پاسخ می‌تواند جای اجرا، تمرین، لذت و بیان احساس را در زندگی همان فرد روشن‌تر کند. مثال آقای خمسه از آن جهت ارزش دنبال‌کردن دارد که این معیارها را دوباره در کنار هم می‌گذارد.

مطالب مرتبط