دکتر دریادارکودکی، روایت و تجربهٔ انسانی

نوشته‌ها

بازیگری و رؤیاهای ناتمام؛ هنر در روایت آقای خمسه

تحریریهٔ دی‌تاک

قاب دونفره از گفت‌وگوی دی‌تاک با علیرضا خمسه
گفت‌وگو با آقای خمسه
فهرست و اندازهٔ متن

آقای خمسه در گفت‌وگوی دی‌تاک با دکتر دریادار، وقتی از هنر حرف می‌زند به رؤیا برمی‌گردد. او بحث را به تجربه خودش می‌آورد و بازیگری خود را به رؤیاهای تحقق‌نیافته پیوند می‌دهد، بی‌آنکه در این بخش فهرستی از آن رؤیاها ارائه کند.

این بازگشت به تجربه شخصی، پرسش درباره هنر را از نام شغل و جایگاه اجتماعی هنرمند جدا می‌کند. موضوع این خوانش، معنایی است که آقای خمسه به بازیگری می‌دهد. او در این بخش شرح نمی‌دهد هر نقش چگونه انتخاب یا ساخته شده است؛ حرفش درباره رؤیا را باید در همان سطحِ معنای شخصی دنبال کرد. وقتی آقای خمسه بازیگری را به رؤیاهای تحقق‌نیافته‌اش وصل می‌کند، تحریریه این پرسش را دنبال می‌کند که نقش چه مجالی برای تصور زندگیِ تجربه‌نشده باز می‌کند.

آقای خمسه این نسبت میان هنر و آرزو را در تصویرهای انسان نخستین هم می‌بیند؛ تصویری از هنر که در روایت بازیگری‌اش شکل شخصی پیدا می‌کند.

کمی بعد، بحث به ماندگاری می‌رسد؛ موضوعی که در این روایت به حضور اثر پس از آفریننده مربوط است و معیاری برای رتبه‌بندی همه فعالیت‌های هنری به دست نمی‌دهد. آقای خمسه از سعدی مثال می‌آورد تا استمرار حضور هنرمند در زندگی فرهنگی را توضیح دهد. در خوانش تحریریه، آشنابودن نام و زنده‌بودن رابطه با اثر دو پرسش جدا هستند: هنوز نام را می‌شناسیم یا به نوشته‌ها بازمی‌گردیم؟ تحریریه این اشاره را کنار حرف پیشین او درباره رؤیا می‌گذارد و دو وجه این روایت را می‌بیند: آرزوی تحقق‌نیافته در زندگی هنرمند و حضور اثر پس از او. خوانش حاضر تنها همین روایت را دنبال می‌کند و برای انگیزه همه هنرمندان توضیح واحدی نمی‌سازد.

از این روایت نمی‌توان برای کشف زندگی خصوصی یک هنرمند از روی نقش‌هایش استفاده کرد. آقای خمسه معنایی را که خودش به بازیگری می‌دهد بیان می‌کند. توضیح او درباره خودش، کلیدی آماده برای خواندن زندگی دیگر هنرمندان نیست. یک آرزو در نقش، روایت و شیوه اجرا صورت تازه‌ای پیدا می‌کند؛ پس حتی با شناختن حرف هنرمند درباره خودش، هنوز باید خودِ اثر را دید. نقش، زبان و شکل هنری میان زندگی و اثر فاصله می‌گذارند؛ تماشاگر هم لزوماً همان آرزویی را در اثر نمی‌بیند که سازنده دنبال کرده است. آنچه آقای خمسه در اختیار شنونده می‌گذارد، دریچه‌ای به تجربه خودش است؛ دریچه‌ای که می‌تواند پرسش ما را درباره یک کار هنری دقیق‌تر کند.

آقای خمسه بازیگری را با رؤیاهای خودش توضیح می‌دهد. برای تماشاگر، معیارِ بازگشت به اثر می‌تواند متفاوت باشد: چه چیزی در آن همچنان ارزش دوباره‌دیدن دارد؟ می‌توان این سؤال را هم کنار پاسخ گذاشت: آیا اثر، امکانی را به تصور ما آورده که پیش از آن کمتر دیده بودیم؟ این پرسش درباره تجربه تماشاست، نه کشف راز زندگی سازنده. از اینجا می‌توان دوباره به حرف آقای خمسه برگشت: او در بازیگری راهی برای ادامه رؤیا می‌بیند. تماشاگر می‌تواند این دریچه را همراه داشته باشد و در عین حال، معنای هر نقش را در خودِ اجرا جست‌وجو کند.

مطالب مرتبط

بازیگری و رؤیاها در روایت آقای خمسه | دی‌تاک — دکتر دریادار