دکتر دریادارکودکی، روایت و تجربهٔ انسانی

نوشته‌ها

استاندارد شخصی؛ میان دقت و تمام‌نشدن کار

تحریریه دی‌تاک

قاب دونفره از گفت‌وگوی دی‌تاک با عقیل حسینیان
گفت‌وگو با آقای حسینیان
فهرست و اندازهٔ متن

یک کار می‌تواند هم به اصلاح نیاز داشته باشد و هم برای ادامه مسیر، به نسخه‌ای تمام‌شده؛ چگونه این دو نیاز را کنار هم ببینیم؟ در گفت‌وگوی دی‌تاک با آقای حسینیان، استاندارد شخصی در مرز میان دقت و ایده‌آلی مطرح می‌شود که رسیدن به خروجی را دشوار می‌کند. این پرسش در زمینه ساختن اثر و توان اجرای ایده مطرح می‌شود؛ کاربردهای دیگرِ مقاله برداشت تحریریه‌اند.

در گفت‌وگو، دو خطر کنار هم قرار می‌گیرند: ایده‌آلی که به خروجی نمی‌رسد و پایین‌آوردن معیار تا جایی که اثر نتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند. استاندارد شخصی در این نوشته یعنی معیارهایی که با آن‌ها درباره کافی‌بودن کیفیت یک نسخه تصمیم می‌گیریم. معیار باید به هدف و محدودیت همین پروژه پاسخ دهد؛ تقلید از نتیجه دیگران بدون توجه به زمان و توان اجرا، معیار روشنی برای تصمیم‌های این کار نمی‌سازد. شخصی‌بودن معیار، پاسخ‌گو‌نبودن کار به هدفش نیست؛ باید بتوان توضیح داد این انتخاب چه کمکی به اثر می‌کند.

یکی از پرسش‌های بحث، نسبت ایده و توان ساختن است. داشتن ایده‌ای بزرگ همیشه به معنای امکان اجرای آن در همین مرحله نیست. اگر مقیاس پروژه قابل‌تغییر باشد، می‌توان نسخه‌ای محدودتر تعریف کرد که با ابزار و مهارت موجود قابل‌اجرا باشد. این نقطه شروع، سقف همیشگی توانایی نیست؛ می‌توان پروژه بعدی را با مهارتی که در این مرحله آموخته‌ایم تعریف کرد. راه دیگر، همکاری یا آموختن مهارت لازم است؛ کوچک‌کردن پروژه تنها گزینه ممکن نیست.

برای یک نسخه مشخص، پیشنهاد تحریریه انتخاب یک یا دو معیار قابل‌مشاهده است که واقعاً به هدف همان نسخه مربوط باشند. در مثال فرضی تحریریه، اگر هدف روشن‌بودن روایت باشد، پرسش بازبینی این است که کدام قسمت نسخه اولیه برای مخاطب مبهم مانده است. اگر بازخورد فقط این است که کار حرفه‌ای نیست، می‌توان درخواست کرد بخش مبهم یا انتظار برآورده‌نشده مشخص شود. اگر مخاطب آزمایشی در دسترس نیست، می‌توان فعلاً فقط ابهام‌های قابل‌مشاهده همان نسخه را ثبت کرد و ادعای ارزیابی مخاطب نکرد.

چنین معیاری مشخص می‌کند در این نوبت چه چیزی را بررسی می‌کنیم؛ تضمینی نیست که همه مشکل‌های کار با همان اصلاح برطرف شوند. به جای اینکه فقط بگوییم کار هنوز خوب نیست، می‌توانیم نقص معینی را نام ببریم و درباره اصلاح آن تصمیم بگیریم. استاندارد به این ترتیب به پرسشی درباره کار تبدیل می‌شود. پس از اصلاح، همان پرسش مشخص را دوباره بررسی کنیم؛ بازکردن همه معیارها در هر نوبت، پایان این نسخه را نامعلوم می‌کند. البته اگر خطایی مهم در معنا یا تعهد پروژه آشکار شد، پایان نسخه را نباید بهانه نادیده‌گرفتن آن کرد.

برای نسخه‌ای که اکنون می‌خواهیم تمام کنیم، می‌توان یک معیار ضروری و یک امکان توسعه را جدا نوشت. معیار ضروری باید به کارکرد و تعهد همین نسخه مربوط باشد؛ اگر امکان توسعه برای این کارکرد ضروری نیست، می‌توان آن را برای مرحله یا پروژه بعد ثبت کرد. به این ترتیب دقت، جای ادامه‌دادن را نمی‌گیرد و ادامه‌دادن هم از تعهدهای ضروری همین نسخه جدا نمی‌ماند. نسخه تمام‌شده پایان یادگیری نیست؛ چیزی مشخص برای دیدن، بازخوردگرفتن و تصمیم درباره گام بعد در اختیار می‌گذارد.

مطالب مرتبط

استاندارد شخصی؛ میان دقت و تمام‌نشدن کار — دکتر دریادار