دکتر دریادارکودکی، روایت و تجربهٔ انسانی

نوشته‌ها

وقتی هدف، خودِ ساختن است

تحریریه دی‌تاک

قاب دونفره از گفت‌وگوی دی‌تاک با عقیل حسینیان
گفت‌وگو با آقای حسینیان
فهرست و اندازهٔ متن

فرض کنیم برای یک کار، راهی سریع‌تر در دسترس است؛ چرا ممکن است سازنده مسیر زمان‌برتر را انتخاب کند؟ در بخشی از گفت‌وگوی دی‌تاک با آقای حسینیان، کار دستی و استاپ‌موشن از همین زاویه مطرح می‌شوند: گاهی تجربه ساختن بخشی از چیزی است که می‌خواهیم. مسئله در این بخش، انتخاب آگاهانه تجربه ساختن با دست است، نه صرفاً کندبودن یک شیوه تولید.

اگر هدف تحویل محصولی با شرایط مشخص باشد، زمان و سهولت اجرا در کنار کیفیت و تعهد پروژه سنجیده می‌شوند. اما اگر هدف، درگیرشدن با ماده و ساختن یک حرکت باشد، مسیر انجام کار نیز اهمیت پیدا می‌کند. اگر این دو هدف را یکی بگیریم، ممکن است مسیری را ناکارآمد بنامیم که برای تجربه‌کردنش انتخاب شده است. برای کسی که می‌خواهد تغییر یک حرکت را مرحله‌به‌مرحله بسازد، همین درگیری با جزئیات بخشی از مقصد است.

در گفت‌وگو، انتخاب ابزار در برابر یک داوری ساده درباره خوب و بد قرار نمی‌گیرد. می‌توان برای نمایش یک ایده سراغ ابزار تازه رفت و در پروژه‌ای دیگر، کارکردن با دست را انتخاب کرد. وقتی هدف و شرایط عوض می‌شود، تغییر ابزار می‌تواند انتخابی سازگار با همان هدف تازه باشد. این مقاله درباره توانایی روز ابزارهای هوش مصنوعی داوری نمی‌کند و استفاده از آن‌ها را نشانه کم‌ارزش‌بودن کار نمی‌داند. در یک پروژه نیز ممکن است ترکیبی از ابزارها به کار رود؛ بخش‌هایی برای سرعت و بخش‌هایی برای تجربه مستقیم ساختن انتخاب شوند.

برای پروژه‌ای که در انتخاب مسیرش مرددیم، پیشنهاد تحریریه نوشتن یک جمله درباره انتظار اصلی از کار است. رساندن یک روایت، ساختن یک محصول و تجربه‌کردن یک فرایند ممکن است اولویت‌های متفاوتی ایجاد کنند. در یک مثال فرضی تحریریه، ساختن نمونه‌ای برای توضیح ایده با وقت‌گذاشتن برای تجربه بافت و حرکت، دو انتظار متفاوت از کارند. زمان، بودجه و تعهد کاری می‌توانند انتخاب را محدود کنند؛ ترجیح شخصی تنها عامل تصمیم نیست. اگر در میانه کار هدف عوض شد، می‌توان آن را دوباره نوشت و هزینه این تغییر را هم دید؛ جمله اول قرارداد تغییرناپذیر نیست.

وقتی قرار است کار را ارزیابی کنیم، این پرسش معیار را روشن‌تر می‌کند؛ هر تجربه شخصی هم نیازمند دفاع از ارزش خود نیست. اگر هدف تجربه‌کردن باشد، سرعت تنها معیار نیست؛ اگر تعهدی به سفارش‌دهنده داریم، تجربه شخصی جای انجام آن تعهد را نمی‌گیرد. در پروژه سفارشی، روشن‌بودن توافق درباره نتیجه و زمان بخشی از همین انتخاب آگاهانه است. پس از پایان، نتیجه را با آخرین هدفی بسنجیم که آگاهانه مبنای ادامه کار قرار داده‌ایم؛ اگر هدف تغییر کرده، دلیل تغییر و توافق تازه درباره تعهدها نیز باید روشن باشد. عوض‌کردن نام هدف پس از دیدن نتیجه، جای این بازبینی را نمی‌گیرد. آیا چیزی که برایش وقت گذاشتیم واقعاً در تجربه یا نتیجه حضور داشت؟

پیش از پرسیدن اینکه کدام ابزار بهتر است، روشن کنیم چه چیزی را می‌خواهیم از دست ندهیم: زمان، امکان بیان ایده یا تجربه دست‌ورزی؟ پاسخ واحدی برای همه پروژه‌ها وجود ندارد. ممکن است چند هدف هم‌زمان مهم باشند؛ نوشتن اولویت‌ها کمک می‌کند بدانیم در این پروژه، چه چیزی را آگاهانه به چه چیزی ترجیح داده‌ایم. می‌توان نتیجه را جدی گرفت و از فرایند هم لذت برد؛ نکته، آگاه‌بودن از نسبت این دو در همین کار است.

مطالب مرتبط