دکتر دریادارکودکی، روایت و تجربهٔ انسانی

نوشته‌ها

موفقیت چه وقت پرسش‌های ما را متوقف می‌کند؟

تحریریه دی‌تاک

قاب دونفره از گفت‌وگوی دی‌تاک با عقیل حسینیان
گفت‌وگو با آقای حسینیان
فهرست و اندازهٔ متن

در گفت‌وگوی دی‌تاک، آقای حسینیان خاطره‌ای از دوران هنرستان تعریف می‌کند. به روایت او، اثرش در یک جشنواره به‌جای بخش دانش‌آموزان، در بخش معلمان داوری شد و جایزه گرفت. او این موفقیت را به فاصله‌گرفتنش از طراحی پیوند می‌دهد: احساس کرده بود به پایان راه رسیده است. پرسش این یادداشت از همین‌جا آغاز می‌شود: وقتی یک نتیجه خوب را نشانه تمام‌شدن مسیر بدانیم، چه چیزی را دیگر امتحان نمی‌کنیم؟

او در ادامه از دوره‌ای حرف می‌زند که خود را در طراحی بهتر از دیگران می‌دانست و از سال‌هایی که دیگر طراحی نکرد. سپس از ارزیابی متفاوتش درباره توانایی خود و تحسین کار طراحان دیگر می‌گوید. این توضیح او در گفت‌وگو درباره تجربه گذشته‌اش است؛ از آن نمی‌توان نتیجه گرفت که جایزه یا تحسین برای همه چنین اثری دارد. آنچه می‌توان در این روایت دنبال کرد، فاصله میان موفق‌شدن در یک موقعیت و برداشتی است که فرد از معنای آن موفقیت می‌سازد.

پرسش تحریریه این است: نتیجه یک کار، دقیقاً چه چیزی را درباره توانایی ما روشن کرده است؟ وقتی یک اثر تحسین می‌شود، می‌توان دید کدام ویژگی آن مورد توجه قرار گرفته و در چه موقعیتی ارزیابی شده است. هنوز معلوم نیست در موضوعی تازه، با محدودیتی متفاوت یا در برابر مسئله‌ای دشوارتر چه خواهیم کرد. نام‌بردن از این نادانسته‌ها ارزش کار قبلی را کم نمی‌کند؛ کمک می‌کند پرسش بعدی را مشخص‌تر انتخاب کنیم.

برای روشن‌کردن این تفاوت، می‌توان همان اثری را که نتیجه خوبی گرفته مرور کرد: چه چیزی در آن به‌خوبی انجام شده و چه چیزی اصلاً در آن امتحان نشده است؟ در یک مثال فرضی تحریریه، طرحی بابت ترکیب‌بندی‌اش تحسین شده است. سازنده می‌تواند از همین توانایی در طرحی با موضوعی ناآشنا استفاده کند و فقط یک دشواری تازه را بررسی کند. معیار این تجربه روشن است: درباره آن دشواری چه آموخته‌ایم؟ لازم نیست نتیجه فوراً آماده مسابقه یا ارائه باشد. موفقیت قبلی در این مثال نقطه شروعِ یک آزمایش است، بدون آنکه پاسخ آزمایش را از پیش تعیین کند.

در گفت‌وگو، آقای حسینیان از لذت خط‌خطی‌کردن برای خودش می‌گوید. حس‌وحال نقاشی و رنگ روغن نیز در ادامه بحث مطرح می‌شود. در روایت بازگشتش، دوباره بهترشدن طراحی و امتحان‌کردن شیوه‌ای دیگر مطرح می‌شود. کنار این جزئیات می‌توان پرسید: اکنون کدام بخش از آن علاقه هنوز برای ما زنده است؟ پاسخ ممکن است خودِ کارکردن با رنگ یا کشف یک روش باشد، حتی اگر فعلاً برنامه‌ای برای نمایشگاه یا رقابت نداشته باشیم.

برای بازگشت به یک علاقه باید زمان، امکان و تعهدهای فعلی را هم دید. پیشنهاد تحریریه می‌تواند فقط یک تجربه کوچک با هدفی روشن باشد: چیزی بسازیم تا یک پرسش را امتحان کنیم، سپس تصمیم بگیریم آیا می‌خواهیم ادامه دهیم. این تجربه قرار نیست به‌تنهایی مبنای تغییر مسیر شغلی شود یا به تعهدی همیشگی تبدیل شود. اگر اکنون فرصتش را نداریم، می‌توان همان پرسش را برای زمانی مناسب نگه داشت.

ارزش یک موفقیت را می‌توان در همان کاری که به آن تعلق دارد حفظ کرد. برای ادامه یادگیری، پرسش دقیق‌تر این است: دفعه بعد چه چیزی را می‌خواهم امتحان کنم که این نتیجه هنوز درباره‌اش چیزی به من نگفته است؟ پاسخ ممکن است فقط یک موضوع ناآشنا یا یک روش تازه باشد. از چنین پرسشی می‌توان قدم بعدی را ساخت، بی‌آنکه هر تجربه تازه دوباره به آزمون اثبات توانایی تبدیل شود.

مطالب مرتبط

موفقیت چه وقت پرسش‌های ما را متوقف می‌کند؟ — دکتر دریادار