سه راه برای آغاز بازی نمایشی در خانه
تحریریه دیتاک
فهرست و اندازهٔ متن
برای شروع بازی نمایشی، خانواده میتواند از چیزهایی استفاده کند که همین حالا در دسترساند. در گفتوگوی دیتاک، مهمان از جملههای پراکنده، لباس و پارچه و شعرهای آشنا مثال میآورد. در همه این نمونهها، یک نقطه شروع وجود دارد و ادامه کار با مشارکت بازیکنندگان ساخته میشود.
پیشنهادهای زیر بازطراحی تحریریه بر پایه همین مثالها هستند. هدف آنها فراهمکردن یک فعالیت مشترک است. قرار نیست از محتوای بازی، درباره وضعیت روانی کودک تشخیص بدهیم یا نتیجه درمانی انتظار داشته باشیم. میتوان فعالیت را کوتاه نگه داشت، نقشها را تغییر داد و وقتی علاقه ادامه ندارد، آن را متوقف کرد.
۱. از چند جمله یک داستان بسازیم
در تمرینی که مهمان شرح میدهد، شرکتکنندگان جملههایی میگویند که در ابتدا ارتباط روشنی با هم ندارند. سپس باید میان آنها پیوند بسازند تا داستان یا صحنه شکل بگیرد. بخشی از جذابیت کار همین فاصله میان جملههاست؛ هر نفر میتواند راه متفاوتی برای پرکردن آن پیدا کند.
در نسخه پیشنهادی برای خانه، هر نفر یک اتفاق ساده به داستان اضافه میکند. برای مثال، کسی یک چتر جاگذاشته، کسی بهدنبال یک گلدان میگردد و قرار است مهمانی از راه برسد. این نمونهها ساخته تحریریهاند. حالا بازیکنندگان تصمیم میگیرند این اتفاقها در یک خانه رخ میدهند یا در چند جای متفاوت و چه کسی میخواهد مسئله را حل کند.
لازم نیست نخستین پیوند، بهترین پیوند ممکن باشد. میتوان یک بار داستان را امتحان کرد و بار بعد جای اتفاقها را تغییر داد. خود مهمان هم میگوید نتیجه تمرینهای کلاس همیشه یکسان نیست. همین امکان آزمودن چند مسیر، به همه اجازه میدهد سهمی در ساختن داستان داشته باشند. اگر کودک هنوز نمیخواهد جمله بسازد، میتواند شخصیتی را انتخاب کند یا ادامه یک حرکت را نشان دهد؛ این سازگاری، پیشنهاد تحریریه برای بازگذاشتن راه مشارکت است.
۲. لباس و پارچه را به نقش تبدیل کنیم
مثال دیگر گفتوگو، فراهمکردن چند لباس یا پارچه و آغاز بازی بر اساس آنهاست. وقتی والد هم نقشی میگیرد، از جایگاه معمول خود فاصله میگیرد و وارد داستان میشود. کودک فقط تماشاگر اجرای بزرگسال نیست؛ میتواند به شخصیت او پاسخ بدهد و مسیر صحنه را عوض کند.
برای یک شروع ساده، از وسایل امن و آشنا استفاده کنید. هر نفر انتخاب کند چه کسی است و در آغاز صحنه چه میخواهد. یکی ممکن است مسافری باشد که نشانی را گم کرده و دیگری ساکن یک شهر خیالی. این موقعیت پیشنهادی تحریریه، به ابزار ویژهای نیاز ندارد. داستان با پرسیدن نشانی، توضیحدادن و پیدا کردن مسیر ادامه پیدا میکند.
نقشها را به جنسیت، توانایی یا جایگاه ثابت افراد گره نزنید و امکان عوضکردنشان را باز بگذارید. لازم نیست کودک در نقشی بماند که دوست ندارد. اگر در بازی حرفی تازه میشنوید، میتوانید با توجه پاسخ بدهید؛ اما بازی را به بازجویی درباره زندگی کودک تبدیل نکنید. اینها ملاحظات اجرایی تحریریهاند و نباید بهعنوان نقل روش مهمان معرفی شوند.
۳. یک قصه آشنا را بازی کنیم
در گفتوگو، شعر و قصه بهخاطر ظرفیت نمایشیشان مطرح میشوند. یک شخصیت چیزی میخواهد، کسی وارد میشود، دیگری پاسخ میدهد و تصمیمی مسیر قصه را عوض میکند. خانواده میتواند از همین کنشهای ساده برای ساختن صحنه استفاده کند.
قصهای را انتخاب کنید که برای کودک آشنا و متناسب با سن و علاقه اوست. بهجای بازگویی همه داستان، تنها یک موقعیت را بازی کنید: رسیدن یک مهمان، پیدا کردن یک چیز گمشده یا آمادهشدن برای سفر. این موقعیتها نمونههای تحریریهاند. بعد میتوان پرسید اگر شخصیت تصمیم دیگری میگرفت، چه اتفاقی میافتاد؟ پاسخ میتواند یک حرکت یا صحنه تازه باشد؛ لازم نیست حتماً توضیح مفصل داده شود.
اگر خانواده شعر یا بازی دوران کودکی را به یاد دارد، میتواند آن را وارد فعالیت کند. کاملبودن حافظه شرط شروع نیست، ولی هنگام نسبتدادن شعر به شاعر یا آموزش نسخه دقیق آن باید از منبع معتبر کمک گرفت. در همین گفتوگو هم گویندگان گاهی متن دقیق ترانهها را به خاطر نمیآورند. برای بازی خانگی میتوان بر حرکت و موقعیت تمرکز کرد و ادعای نقل نسخه اصلی نداشت.
بزرگسال چگونه همراه بماند
در هر سه فعالیت، یک پرسش ساده راهنماست: آیا پیشنهاد کودک واقعاً چیزی را در بازی تغییر میدهد؟ اگر بزرگسال همه نقشها، جملهها و پایان را از قبل مشخص کرده باشد، جا برای ساختن مشترک کمتر میشود. میتوان مواد اولیه را آماده کرد و بعد برای پیشنهاد بعدی کودک مکث کرد.
پس از بازی نیز لازم نیست گزارشی از موفقیت تولید شود. میتوان درباره بخشی که دوست داشتند حرف زد یا گفت دفعه بعد چه چیزی را عوض کنند. نمونههای گفتوگوی دیتاک نشان میدهند مواد اولیه بازی چقدر در دسترساند. ادامه آن به همان همراهی و فرصتی وابسته است که افراد برای سهمداشتن در داستان پیدا میکنند.