در نمایش مدرسه، چه کسی صاحب کار است؟
تحریریه دیتاک
فهرست و اندازهٔ متن
لباسها آمادهاند، بچهها جای خود را روی صحنه میدانند و نمایش بدون اشتباه اجرا میشود. برای قضاوت درباره چنین اجرایی، معمولاً همان چیزی را میبینیم که تماشاگر دیده است. اما داوود کیانیان در گفتوگوی دیتاک پرسش دیگری پیش میکشد: در مسیر رسیدن به این اجرا، خود دانشآموزان چه کردهاند؟
او هنگام صحبت درباره تئاتر در کلاس درس و تئاتر دانشآموزی، نوشتن، طراحی، کارگردانی و تشکیل گروه را کنار بازیگری قرار میدهد. از نگاه او، سهم کودک در نمایش باید در این تصمیمها نیز دیده شود. ممکن است اجرای روی صحنه متعلق به بچهها به نظر برسد، در حالی که بخش بزرگی از ساختن آن را دیگران انجام داده باشند.
سهمی که پیش از اجرا شکل میگیرد انتخاب قصه، فکرکردن به شخصیتها، تصمیم درباره جای اشیا و آزمودن چند شیوه اجرا، بخشی از خودِ فعالیت نمایشی است. کیانیان بر امکان حضور دانشآموزان در این مراحل تأکید میکند. در این صورت، محصول نهایی تنها چیزی نیست که از کار باقی میماند؛ گروه مسیری از انتخاب و آزمون را نیز پشت سر گذاشته است.
این نگاه پرسش ما را از کیفیت ظاهری اجرا به کیفیت مشارکت گسترش میدهد. چه کسی ایده را پیشنهاد داد؟ چه کسی امکان تغییر آن را داشت؟ وقتی کار پیش نرفت، چه کسانی برای پیدا کردن راه دیگر کنار هم نشستند؟ این پرسشها میتوانند جزئیاتی را آشکار کنند که تشویق پایانی بهتنهایی نشان نمیدهد.
وقتی رقابت مسیر کار را عوض میکند کیانیان از تجربههایی انتقاد میکند که در آنها میل به برندهشدن، بزرگسالان حرفهای را جای تصمیمگیری دانشآموزان مینشاند. در روایت او، آوردن نویسنده، طراح یا کارگردان بیرونی گاهی چنان سهم بچهها را محدود میکند که عنوان «دانشآموزی» دیگر تمام واقعیت کار را توضیح نمیدهد.
مسئله این نیست که هر کمک حرفهای نامناسب است. پرسشی که تحریریه از بحث او میگیرد، اندازه و شکل این کمک است: آیا کمک، راه انجام کار را برای دانشآموز باز کرده یا تصمیم را از او گرفته است؟ ممکن است بزرگسال در موقعیتی ابزار یا روش لازم را توضیح دهد و در موقعیتی دیگر، بهجای گروه انتخاب کند. ظاهر هر دو میتواند همراهی باشد، اما سهم باقیمانده برای کودک یکسان نیست.
فرصت تجربه، همراه با امکان خطا اگر همه تصمیمهای دشوار از پیش حل شده باشند، گروه مجال کمتری برای آزمودن خواهد داشت. این نکته را میتوان با بخشی دیگر از گفتوگو کنار هم گذاشت؛ جایی که کیانیان از فعالشدن کودک در هنر و کشف پاسخ در تجربه حرف میزند. در چنین برداشتی، یک اجرای سادهتر ممکن است حاصل تصمیمهای بیشتری از سوی کودکان باشد. برای فهمیدن ارزش فعالیت باید آن مسیر را نیز دید.
این حرف قرار نیست معیارهای هنری، مسئولیت معلم یا نیاز به آمادهسازی را حذف کند. موضوع، پیدا کردن نسبت میان حمایت و سهم واقعی دانشآموز است. معلم میتواند بپرسد کدام بخش به راهنمایی نیاز دارد و کدام بخش باید همچنان در اختیار گروه بماند. پاسخ در هر موقعیت یکسان نیست و از خودِ عنوان جشنواره یا کیفیت لباسها به دست نمیآید.
پرسش پس از پایان نمایش شاید پس از تشویق و جمعکردن صحنه، بتوان گفتوگو را با خود گروه ادامه داد: کدام تصمیم کار شما بود؟ چه چیزی را تغییر دادید؟ کجا به کمک احتیاج داشتید و از آن کمک چه آموختید؟ این پرسشهای تحریریه، آزمون تازهای برای نمرهدادن به کودک نیستند؛ راهیاند برای دیدن سهمی که ممکن است پشت نتیجه نهایی پنهان مانده باشد.
کیانیان در این بخش، تجربه و نقد حرفهای خود را مطرح میکند. تعمیم درباره نتیجه آموزشی هر نوع نمایش به شواهد دیگری نیاز دارد. آنچه از این گفتوگو میتوان همراه برد، یک حساسیت روشن است: وقتی فعالیتی را به نام کودکان برگزار میکنیم، سهم آنها در ساختن آن را هم جدی بگیریم.