وقتی بزرگتر هم وارد بازی میشود
تحریریه دیتاک
فهرست و اندازهٔ متن
کودک قصهای را دوست دارد و میخواهد آن را دوباره زندگی کند. این بار ممکن است بهجای شنیدن پایان داستان، نقشی برای خودش و نقشی برای بزرگسال کنار دستش انتخاب کند. در گفتوگوی داوود کیانیان، همین جابهجایی ساده جای مهمی دارد: بزرگسال میتواند وارد بازی شود و گاهی راهِ ادامه را از خود کودک بپرسد.
کیانیان هنگام توضیح نمایش خانوادگی، به قصه، نقش، بداهه و مشارکت اعضای خانه اشاره میکند. او بر لذت مشترک تأکید دارد؛ تجربهای که در آن کودک تنها اجراکننده خواسته بزرگسال نیست. هنگام صحبت با والدین، حتی امکان کارگردانی کودک و نقشگرفتن بزرگسال را پیش میکشد.
از خاطره گذشته به امکان امروز او از دورهمیهای خانواده خود یاد میکند؛ جمعهایی که در آنها آواز، تقلید، قصه و بازی نمایشی وجود داشت. برای کودک آن جمع، تماشا کافی نبود و میل به داشتن سهم، به بازی و قصهگویی میان خود بچهها راه پیدا میکرد.
این خاطره در گفتوگو با نفی دنیای امروز همراه نمیشود. کیانیان تصریح میکند که رسانهها و امکانهای تازه را رد نمیکند و باید با زمان پیش رفت. قصهها، کتابها و شخصیتهایی که کودکان امروز دوست دارند نیز میتوانند نقطه شروع شوند. آنچه میشود از خاطره او گرفت، الزام به تکرار دقیق شکل دورهمی قدیم نیست؛ توجه به فرصت مشارکت است.
نقشگرفتن، فرصتی برای شنیدن وقتی بزرگسال از کودک میپرسد در این داستان چه کند، چیزی از اختیار معمول خود را موقتاً در بازی جابهجا میکند. ممکن است کودک جزئیاتی را اضافه کند که بزرگسال انتظارش را نداشته یا مسیر داستان را عوض کند. تحریریه در این موقعیت، فرصتی برای شنیدن میبیند: پیش از کاملکردن قصه به شیوه خودمان، بفهمیم او چه بازیای در ذهن دارد.
این برداشت به معنای رمزگشایی روانی از هر نقش کودک نیست. از یک بازی نمیتوان تشخیص بالینی ساخت یا درباره همه احساسهای او مطمئن شد. آنچه در محدوده این نوشته اهمیت دارد، خودِ رابطه و امکان پرسیدن و پاسخگرفتن است؛ نه تبدیل بازی به آزمونی پنهان.
وقت و توان واقعی خانواده کیانیان خستگی، کار و محدودیت وقت والدین را نیز یادآوری میکند و کمبود وقتگذاشتن خودش را از روایت حذف نمیکند. در بخش دیگری، تفاوت دسترسی خانوادهها را مطرح میکند. حفظ این قیدها مهم است؛ دعوت به مشارکت اگر از زندگی واقعی خانواده جدا شود، ممکن است به تکلیف دیگری برای سرزنش تبدیل شود.
به همین دلیل، از این گفتوگو برنامهای ثابت برای همه خانهها استخراج نمیکنیم. پرسش محدودتر است: در شرایط همین خانواده، آیا فرصتی برای یک تجربه مشترک وجود دارد که علاقه کودک هم در آن سهم داشته باشد؟ اندازه و شکل این فرصت را نمیتوان از بیرون و برای همه یکسان تعیین کرد.
امنیت و امکان ابراز در بخش دیگری از گفتوگو، کیانیان آزادی و احساس امنیت را در تجربه نمایشی برجسته میکند. برای متن حاضر، این نکته به امکان پیشنهاددادن، پرسیدن و تغییر مسیر بازی مربوط است. مسئولیت مراقبت بزرگسال همچنان باقی است؛ آزادی در بازی به معنی کنارگذاشتن مرزهای ایمنی نیست.
شاید پرسش قابلحمل پس از این گفتوگو چنین باشد: آخرین بار که وارد بازی کودک شدیم، از او درباره نقش خودمان پرسیدیم یا از همان ابتدا داستان را در دست گرفتیم؟ این پرسش از تحریریه است. پاسخش میتواند به دیدن شکل همراهی ما کمک کند، بیآنکه از یک موقعیت، داوری کلی درباره والد خوب یا بد بسازیم.