دکتر دریادارکودکی، روایت و تجربهٔ انسانی

نوشته‌ها

وقتی پدر از فرزندش می‌آموزد؛ تغییر جایگاه در گفت‌وگوی آقای فروتن

تحریریهٔ دی‌تاک

قاب دونفره از گفت‌وگوی دی‌تاک با علی فروتن
گفت‌وگو با آقای فروتن
فهرست و اندازهٔ متن

در گفت‌وگوی دی‌تاک، آقای فروتن از برنامه‌ای برای یادگیری زبان با کمک پسرش حرف می‌زند. آقای فروتن از توانایی پسرش می‌گوید و توضیح می‌دهد که از او خواسته است به پدرش زبان یاد بدهد. در این درخواست، جهتِ معمولِ انتقال مهارت تغییر می‌کند: پدر از فرزند می‌خواهد نقش آموزش‌دهنده را بپذیرد. این بار پدر برای یادگیری زبان از فرزند کمک می‌خواهد و امکان نشان‌دادن اشتباه خود را هم باز می‌گذارد. میزان دانش هیچ‌کدام را از این مثال نمی‌توان سنجید.

آقای فروتن این مثال را در ادامه پرسش‌هایی درباره دیدن و شنیدن فرزند مطرح می‌کند. فرستادن به کلاس، نام‌بردن از استاد و شمردن دوره‌ها، ممکن است تصویری پرجزئیات از فعالیت‌های فرد بسازد؛ اما فهرست کلاس‌های فرزند، هنوز نشان نمی‌دهد او چه آموخته و کدام بخش یادگیری برایش اهمیت داشته است. در مثال زبان، پدر فقط گزارشِ یادگیری را دریافت نمی‌کند؛ خودش مخاطب توضیح فرزند می‌شود. مقاله به همین تغییر در شکل مشارکت توجه دارد.

از نتیجه یا دوام برنامه زبان، در این بخش از گفت‌وگو گزارشی نداریم. صحنه قابل‌اتکا همان دعوت است: پدر از پسرش می‌خواهد چیزی به او یاد بدهد. این آغاز برای طرح پرسش کافی است، بی‌آنکه درباره کیفیت همه روابط خانواده داوری کنیم.

او در بخش دیگری از گفت‌وگو، از تماشای فیلم و صحبت دربارهٔ برداشت‌های اعضای خانواده هم می‌گوید. اهمیت این مثال برای مقاله حاضر، تحلیل خود فیلم نیست؛ این است که پدر از دیگری می‌خواهد برداشتش را بیان کند. کنار هم قرارگرفتن این دو صحنه، سهمِ آموختنِ پرسش‌کننده را برجسته می‌کند. پرسش می‌تواند ارزیابی هم داشته باشد؛ مسئله این است که آیا پاسخ دیگری امکان تغییر نگاه ما را پیدا می‌کند. وقتی پاسخ از پیش معلوم نباشد، شنونده هم ممکن است چیزی را از نو ببیند.

برداشت تحریریه از این روایت، دعوت به کنارگذاشتن مسئولیت بزرگ‌تر نیست. دانستن و ندانستن در موضوع‌های مختلف میان آدم‌ها جابه‌جا می‌شود. کسی که در بخشی از زندگی راهنماست، می‌تواند در بخشی دیگر شاگرد باشد. این امکان، در خوانش تحریریه، با وظیفه‌کردن آموزش برای فرزند تفاوت دارد؛ برای تحریریه، اختیار فرزند درباره زمان، شیوه یا نپذیرفتن این آموزش بخشی از معنای دعوت است. جابه‌جایی نقش وقتی موضوع این خوانش است که دانش فرزند در شکلِ گفتگو اثر بگذارد؛ فقط نامِ معلم‌گذاشتن بر او چیزی را روشن نمی‌کند. مثال آقای فروتن از همین جابه‌جایی محدود و واقعی نیرو می‌گیرد: یک مهارت مشخص، یک درخواست روشن و پدری که برای آموختن آن مهارت از فرزندش کمک می‌خواهد.

آخرین چیزی که از یک فرد نزدیک آموخته‌ایم چه بوده است؟ مثال آقای فروتن شکل مشخصی از پاسخ را نشان می‌دهد: آموخته فرزند، موضوعِ یادگیری پدر می‌شود. در این جابه‌جایی، نسبت پدر و فرزند باقی است و جهت توضیح‌دادن عوض می‌شود. موضوع، دانشی مشخص است که در یکی از اعضای رابطه وجود دارد و دیگری به آن رجوع می‌کند. همین عمل محدود را می‌توان دید، بدون اینکه از یک خاطره تصویری بی‌نقص از رابطه بسازیم.

مطالب مرتبط