دکتر دریادارکودکی، روایت و تجربهٔ انسانی

نوشته‌ها

پس از پایان فیلم؛ فرصتی برای پیدا‌کردن برداشت خودمان

تحریریهٔ دی‌تاک

قاب دونفره از گفت‌وگوی دی‌تاک با علی فروتن
گفت‌وگو با آقای فروتن
فهرست و اندازهٔ متن

فیلم تمام شده است؛ خاموش‌کردن تلویزیون و نرفتن سراغ تلفن همراه، دو تصویری است که در پیشنهاد آقای فروتن برای ادامه فکرکردن به فیلم دیده می‌شود. آقای فروتن در گفت‌وگوی دی‌تاک، بر همین فاصله تأکید می‌کند: زمانی پس از تماشا که مخاطب هنوز سراغ نوشته‌های منتقدان نرفته است. پیشنهاد شخصی او این است که مخاطب ابتدا درباره چیزی که دیده فکر کند، بعد با نزدیکانش گفت‌وگو کند و سپس به سراغ نقدها برود. این مقاله آن ترتیب را یک امکان برای تماشا می‌خواند.

محور این خوانش، تشخیص سهم تجربه خود در فهم فیلم است. مخاطب با خاطره‌ها و دانسته‌های قبلی‌اش فیلم می‌بیند. فرصتی که آقای فروتن پیشنهاد می‌کند، برای ثبت همان مواجهه است؛ مواجهه‌ای که بعداً می‌تواند در برخورد با نقد تغییر کند. نقد می‌تواند چشم ما را به جزئیاتی باز کند که ندیده‌ایم. پرسش تحریریه درباره تشخیص واکنش خود در کنار این آموخته‌هاست؛ اما اگر نظر منتقد بلافاصله جای برداشت خودمان بنشیند، شاید فراموش کنیم کدام صحنه برای خود ما سؤال ساخته بود. آقای فروتن از مخاطبی حرف می‌زند که به آنچه دیده بازمی‌گردد.

توجه او فقط به داستان نیست. در توضیح تجربه تماشا، از نویسنده، کارگردان، بازیگر، موسیقی و طراحی صحنه نام می‌برد. این فهرست، توجه را از پرسشِ فقط چه اتفاقی افتاد به چگونگیِ دیدن و شنیدن آن اتفاق می‌برد. برای خوانش تحریریه، این بخش یادآور آن است که واکنش ما نیز می‌تواند به جزئیات متفاوتی مربوط باشد: یک حرکت، یک قاب، یک صدا یا تصمیم یک شخصیت.

در ترتیب پیشنهادی آقای فروتن، مکث فردی به گفت‌وگو با دیگران راه می‌دهد. در بخش دیگری از مصاحبه، تفاوت برداشت اعضای یک خانواده از فیلم واحد مطرح می‌شود. یک اثر مشترک الزاماً تجربه یکسانی نمی‌سازد. پسند و نپسند می‌تواند آغاز صحبت باشد. پرسیدن از تفاوت برداشت‌ها، دلیلِ این واکنش‌ها را هم وارد گفت‌وگو می‌کند: چه چیزی توجه هر کدام را گرفته است؟ برای مثال، در یک گفت‌وگوی فرضی ممکن است یک نفر درباره تصمیم شخصیت حرف بزند و دیگری درباره شیوه روایت.

آقای فروتن برای اثرگذاری سینما تعبیرهای پرشوری به کار می‌برد. این شور، بخشی از روایت شخصی اوست. تعبیرهایش درباره قدرت فیلم، مقیاسی برای مقایسه فیلم و کتاب یا سنجش اثر بر همه مخاطبان به دست نمی‌دهند. نقطه قابل پیگیری، تجربه توجه در فاصله میان تماشا و نقدخوانی است. آقای فروتن برای این فاصله ارزش قائل است؛ خواننده می‌تواند بسنجد این ترتیب چه چیزی به شیوه تماشای خودش می‌افزاید.

برای ادامه این خوانش، پرسشی کوچک کافی است: از فیلمی که آخرین بار دیده‌ایم، کدام جزئیات هنوز با ما مانده و چرا؟ به‌یادماندن یک صحنه، به‌خودی‌خود داوری درباره کیفیت کل فیلم نیست؛ فقط محل شروع پرسش ما را نشان می‌دهد. این یادداشت اولیه جای نقد حرفه‌ای را نمی‌گیرد؛ چیزی برای واردکردن به گفت‌وگو با آن فراهم می‌کند. آن‌وقت هنگام خواندن نقد می‌توان دید کدام مشاهده تأیید شده، کدام نیاز به بازنگری دارد و کدام نکته تازه به تجربه ما افزوده شده است. مکث پیشنهادی آقای فروتن، یکی از راه‌های فراهم‌کردن این نقطه شروع است. ارزش آن برای هر تماشاگر در تجربه خودش روشن می‌شود: آیا چیزی را دیده که در شتابِ رفتن به نظر بعدی از دست می‌داد؟

مطالب مرتبط