دکتر دریادار

نوشته‌ها

دانستن پاسخ با توانستن عمل فرق دارد

تحریریه دکتر دریادار

پاسخ درست، بیرون از موقعیت

فصل سوم کتاب فاصله‌ای آشنا را باز می‌کند: دانستن اینکه «باید نوبت را رعایت کرد» با هماهنگ‌کردن استفاده از یک وسیلهٔ مشترک در کار واقعی یکسان نیست. ممکن است طول کارها متفاوت باشد، هدف‌ها روشن نباشند یا توافق هنوز شکل قابل اجرا پیدا نکرده باشد.

در یک مثال فرضی، دو کودک برای ساختن کاردستی به یک قیچی نیاز دارند. گفتن «نوبتی استفاده کنید» آغاز پاسخ است، نه تمام آن. باید روشن شود چه کاری باقی مانده، هر بخش چقدر زمان می‌خواهد و چگونه می‌توان کار دیگر را در فاصله ادامه داد.

تجربه به معنای هر اتفاق نیست

کتاب از تجربه، انتخاب، اقدام، پیامد، بازاندیشی و انتقال به‌عنوان زاویه‌هایی برای فهم یادگیری استفاده می‌کند. این صورت‌بندی تألیفی، قانون واحد همهٔ یادگیری‌ها نیست. کمک می‌کند ببینیم آیا فرد فرصتی برای تصمیم داشته، نتیجه را فهمیده و توانسته به انتخاب بعدی برگردد.

همچنین پیامد با تنبیه اضافه‌شده یکی نیست. اگر سازهٔ کاغذی با پایهٔ نامناسب می‌افتد، می‌توان رابطهٔ ساخت و نتیجه را بررسی کرد. تحقیرکردن سازنده چیز دیگری به موقعیت می‌افزاید. هیچ‌گاه نباید برای «یادگرفتن از پیامد»، کودک را در معرض خطر رها کرد.

بازاندیشی، اعتراف‌گیری نیست

پس از کار، پرسش «کدام قسمت جواب نداد؟» با مطالبهٔ جملهٔ آمادهٔ «دیگر این کار را نمی‌کنم» فرق دارد. شاید مشکل در تعریف هدف یا اطلاعات ناقص بوده باشد، نه در کم‌بودن اراده. توضیح کودک می‌تواند تصمیم بعدی را دقیق‌تر کند.

این مقاله یک تمرین اجباری یا برنامهٔ سنجش ارائه نمی‌کند. دعوت آن این است که وقتی می‌گوییم کودک چیزی را می‌داند، بپرسیم در چه شرایطی می‌تواند از آن استفاده کند و کدام کمک، سهم واقعی او را در عمل بیشتر می‌کند.

مطالب مرتبط