دکتر دریادارکودکی، روایت و تجربهٔ انسانی

نوشته‌ها

پایان خوش در خاطرهٔ تماشای خانم امیرسلیمانی

تحریریهٔ دی‌تاک

قاب دونفره از گفت‌وگوی دی‌تاک با کمند امیرسلیمانی
گفت‌وگو با خانم امیرسلیمانی
فهرست و اندازهٔ متن

آدم‌ها به هم برسند، اوضاع درست شود و خانواده کنار هم بماند. خانم امیرسلیمانی در گفت‌وگوی دی‌تاک، با چنین تصویرهایی توضیح می‌دهد که هنوز چه پایانی را در قصه دوست دارد. در توضیح شخصیِ خودش، این میل را به داستان‌ها و کارتون‌هایی پیوند می‌دهد که در گذشته دیده و خوانده است. این یادداشت، همین نسبت شخصی میان خاطرهٔ تماشا و انتظار از پایان را دنبال می‌کند.

پایان قصه در حافظهٔ تماشاگر

خانم امیرسلیمانی پایانِ دلخواهش را با سرنوشت آدم‌های قصه توضیح می‌دهد. او در توضیح این علاقه، از دورشدن آدم‌های بد نیز یاد می‌کند؛ جزئیاتی که به تصویرِ کنارهم‌ماندن خانواده افزوده می‌شود. این تصویرها روشن می‌کنند که او از چه نوع رضایتی در پایان روایت سخن می‌گوید. تمام‌شدن ماجرا لزوماً به معنای خوش‌بودن سرنوشت آدم‌هایش نیست؛ مهمان در اینجا بیشتر به سرنوشت و کنارهم‌ماندن آن‌ها توجه دارد.

تحریریه از این بخش می‌پرسد: وقتی می‌گوییم از پایان یک اثر خوشمان آمده، دقیقاً چه چیزی را پسندیده‌ایم؟ ممکن است پایان یک رابطه، بازگشت یک شخصیت یا حل‌شدن یک اختلاف برای هر تماشاگر معنایی جدا داشته باشد. همچنین می‌توان میان آنچه از ابتدا آرزو داشتیم رخ بدهد و آنچه قصه به سویش رفته است فاصله دید؛ همین فاصله موضوع گفت‌وگو دربارهٔ پایان می‌شود. روایت مهمان کمک می‌کند سلیقه را با جزئیات بیشتری توصیف کنیم.

بازگشت به کارتون

برای فهمیدنِ این انتظار از پایان، می‌توان به بخش پیشین گفت‌وگو برگشت؛ جایی که بحث به لذت تماشای کارتون در بزرگسالی و یاد دوره‌ای از زندگی می‌رسد. در اینجا، بازگشت به یک اثر می‌تواند بازگشت به تجربهٔ تماشای آن نیز باشد. این خوانش تحریریه از کنارهم‌گذاشتن دو بخش گفت‌وگوست.

در عین حال، علاقهٔ امروز به یک پایان را نمی‌توان فقط با یک خاطره توضیح داد. در این مقاله، همان پیوندی را دنبال می‌کنیم که خود مهمان برقرار کرده است. این ترجیح، توصیه‌ای به نویسندگان برای خوش تمام‌کردن همهٔ داستان‌ها نیست. سلیقه‌های دیگر و پایان‌های باز یا تلخ نیز در این بحث حذف نمی‌شوند. پرسش دربارهٔ دلیل علاقهٔ یک تماشاگر، با داوری دربارهٔ کیفیت هنریِ همهٔ پایان‌ها فرق دارد.

فرصتی برای دنبال‌کردن یک ماجرا

خانم امیرسلیمانی در همین گفت‌وگو، تعریف‌کردن قصه را پیشنهادی در دسترس می‌داند. مثالش فرصتی معمول است: وقتی خانواده در ماشین نشسته‌اند. او به آغاز یک ماجرا و رسیدن آن به پایان توجه می‌کند؛ در مثال او، پایان با اتفاقی خوب همراه است. تحریریه در این پیشنهاد به خودِ مسیر روایت توجه می‌کند: زمانی که به آغاز، پیش‌رفتن و تمام‌شدن یک ماجرا می‌دهیم. این مکث بر مسیر قصه، بحث را به تجربهٔ شنیدن و انتظارکشیدن برای پایان برمی‌گرداند.

شاید پرسش جذاب پس از دیدن یک اثر این باشد: چه انتظاری از پایان داشتم و آن انتظار از کجا آمده بود؟ این پرسشِ تحریریه، در روایت خانم امیرسلیمانی نشانه‌ای در تصویرِ کنارهم‌ماندن آدم‌ها پیدا می‌کند؛ مخاطب دیگر ممکن است از پایان، انتظار دیگری داشته باشد.

مطالب مرتبط

پایان خوش در روایت خانم امیرسلیمانی | دی‌تاک — دکتر دریادار