دکتر دریادار

نوشته‌ها

هنر کنار زندگی، نه الزاماً به‌عنوان شغل

تحریریهٔ دی‌تاک

همهٔ علاقه‌ها نیاز به عنوان ندارند

در بخشی از گفت‌وگو، الهه رضایی دربارهٔ علاقه به هنر و حضور آن در زندگی سخن می‌گوید. این بخش، امکان فکرکردن به تجربه‌هایی را می‌دهد که ارزششان لزوماً در حرفه‌ای‌شدن خلاصه نمی‌شود. شنیدن، دیدن، ساختن یا آشناشدن با یک زبان هنری می‌تواند برای فرد معنای شخصی داشته باشد.

این نگاه، تفاوت کار حرفه‌ای و تجربهٔ شخصی را از بین نمی‌برد. حرفه نیازها، مسئولیت‌ها و مهارت‌های خاص خود را دارد. اما نمی‌توان نتیجه گرفت هرکس به آن سطح نمی‌رسد، زمانی را که صرف هنر کرده بیهوده گذرانده است.

از نتیجهٔ نمایشی فاصله بگیریم

در یک مثال فرضی، کودکی نقاشی را دوست دارد، اما نمی‌خواهد هر اثرش در جمع نمایش داده شود. علاقهٔ او را می‌توان بدون تبدیل‌کردنش به پروژهٔ دیده‌شدن جدی گرفت. مشارکت در نمایش نیز وقتی انتخاب واقعی باشد، تجربهٔ دیگری است؛ نه معیار قطعی اعتمادبه‌نفس یا استعداد.

برای بزرگسال هم همین پرسش وجود دارد. آیا تنها وقتی به علاقهٔ خود زمان می‌دهیم که بتوانیم نتیجه‌ای چشمگیر ارائه کنیم؟ گاهی این انتظار باعث می‌شود خود تجربهٔ آموختن و لذت معمولی آن در تصویر ما جایی نداشته باشد.

هنر را به وعدهٔ درمان تبدیل نکنیم

از این روایت، اثر درمانی یا تضمین رشد یک مهارت خاص برای همهٔ افراد نتیجه نمی‌گیریم. موضوع این یادداشت، معنای حضور هنر در زندگی است. پرسش پایانی تحریریه چنین است: کدام علاقه را فقط به دلیل اینکه قرار نیست از آن شغلی بسازیم، از زندگی کنار گذاشته‌ایم؟

مطالب مرتبط