آشنایی با شعر، نه نمایش حفظکردن
تحریریهٔ دیتاک
یک شعر، چند نوع مواجهه
در گفتوگو با احترام برومند، شعر و شیوهٔ روبهروشدن کودک با آن مطرح میشود. از این بحث میتوان سه تجربه را جدا کرد: شنیدن و آشناشدن با زبان شعر، بهیادسپردن آن و اجراکردن در برابر جمع. یکی دانستن این سه، ممکن است معنای علاقه و مشارکت کودک را پنهان کند.
حفظبودن یک شعر بهتنهایی نشان نمیدهد چه چیزی از آن برای فرد معنا دارد. از طرف دیگر، نمیتوان نتیجه گرفت هر بهیادسپردنی بیارزش است. مسئله در هدف، شیوهٔ مواجهه و سهم انتخاب مخاطب روشنتر میشود.
اجرا، شرط اثبات یادگیری نیست
در یک مثال فرضی، کودکی شعری را دوست دارد و در خانه زمزمه میکند، اما نمیخواهد آن را در مهمانی بخواند. این امتناع، لزوماً علاقهٔ او را باطل نمیکند. تبدیلکردن لحظهٔ خصوصی لذت به اجرای اجباری، تجربهای تازه با مخاطب و انتظارهای متفاوت میسازد.
میتوان به جای اصرار به نمایش، دربارهٔ واژه یا تصویری که برای کودک جالب بوده حرف زد. گاهی هم بهتر است خود شعر شنیده شود و پرسشی به آن تحمیل نشود. ارتباط با ادبیات لازم نیست در هر نوبت به خروجی قابل سنجش تبدیل شود.
زبان را برای تجربه باز نگه داریم
این یادداشت از موضوع گفتوگو الهام گرفته و دربارهٔ روش واحد آموزش ادبیات حکم نمیدهد. پرسش آن این است: وقتی میگوییم کودک با شعر آشنا شده، چه نشانهای را میبینیم؟ تکرار بیخطا، لذت شنیدن، پرسشی دربارهٔ معنا یا انتخاب دوبارهٔ همان متن؟ اینها میتوانند همزمان یا جدا از هم رخ دهند.