خلاقیت از اصلاح ایده هم میگذرد
تحریریه دکتر دریادار
تازگی برای چه کاری؟
فصل هفتم کتاب از تصویری محدود از خلاقیت فاصله میگیرد: فردی که همیشه ایدهای شگفتانگیز دارد. در زندگی واقعی، ترکیب چیزهای آشنا، ساختن نمونه، دیدن نتیجه و اصلاح راه نیز اهمیت دارند. تازهبودن، بدون ارتباط با موضوع و محدودیت کار، توضیح کافی نیست.
در یک مثال فرضی، کودکان میخواهند پلی کاغذی بسازند. طرح نخست زیباست، اما وزن مورد نظر را نگه نمیدارد. این نتیجه میتواند به پرسشی دربارهٔ پایه و شکل سازه تبدیل شود. لازم نیست ایدهٔ اول برای حفظ تصویر «خلاقبودن» دستنخورده بماند.
بازخورد، حکم دربارهٔ صاحب ایده نیست
میتوان گفت کدام بخش ساخته کار نکرده و دربارهٔ تغییر آن فکر کرد، بدون اینکه فرد را بیاستعداد نامید. همچنین تعریف کلی «عالی است» همیشه اطلاعات لازم برای ادامه را نمیدهد. گاهی توضیح مشخص رابطهٔ انتخاب و نتیجه، مفیدتر از صفت بزرگ است.
کمک بزرگسال نیز نباید همهٔ تصمیم اصلی را بگیرد. اگر او شکل نهایی را تعیین و کودک فقط اجرا کند، محصول شاید مرتبتر شود، اما سهم تجربهٔ کودک عوض شده است. در مقابل، آموزش شیوهٔ امن استفاده از ابزار میتواند امکان کار را بیشتر کند؛ ایمنی دشمن خلاقیت نیست.
حق معمولیبودن را نگه داریم
کودک لازم نیست در هر بازی متفاوتترین پاسخ را بسازد. تکرار یک ایدهٔ محبوب یا علاقه به الگویی آشنا، بهتنهایی نشانهٔ فقدان خلاقیت نیست. تبدیل خلاقیت به مسابقهٔ دائمی، شکل دیگری از فشار نتیجه میسازد.
پرسش این بازخوانی چنین است: در فعالیت ما، چه چیزی واقعاً برای انتخاب و اصلاح باز مانده است؟ پاسخ آن از شکل محصول نهایی فراتر میرود و به رابطهٔ کودک با مسیر کار برمیگردد.