آیندهٔ نامعلوم و حق کودکی امروز
تحریریهٔ دیتاک
آینده را میپرسیم؛ آن را در اختیار نداریم
گفتوگو با بنیامین فراهانی، پس از روایت مدرسه به پرسشهایی دربارهٔ مسیر زندگی و آینده میرسد. این جابهجایی آشناست: بزرگتر میخواهد کودک برای جهانی که پیش رو دارد آماده باشد. اما میان توجه به آینده و تعیین از پیش آن، فاصلهای مهم وجود دارد.
یک علاقهٔ امروز، قرارداد شغل فردا نیست. کودکی که از ساختن، قصهگویی یا حل یک مسئله لذت میبرد، میتواند بدون پذیرش عنوانی دائمی آن تجربه را ادامه دهد. این گزاره پیشبینی بازار کار نیست؛ تمایزی دربارهٔ نوع انتظاری است که به یک تجربه نسبت میدهیم.
ارزش اکنون را حذف نکنیم
در یک مثال فرضی، پس از هر بازی از کودک پرسیده میشود این کار به چه درد آیندهاش میخورد. ممکن است خود لذت بازی، دوستی یا فهمیدن چیزی تازه، در این پرسش جایی پیدا نکند. در حالی که میتوان ارزش امروز را دید و همچنان به فرصتهای یادگیری بعدی فکر کرد.
از سوی دیگر، احترام به کودکی به معنای کنارگذاشتن مسئولیت، دانش یا کوشش نیست. میتوان کاری را جدی گرفت، دربارهٔ نیازهایش آموخت و برای آن وقت گذاشت، بیآنکه نتیجهٔ نهایی زندگی از همان ابتدا معلوم باشد. امکان تغییر نظر بخشی از این فضای باز است.
پرسشی برای بزرگترها
کدام فعالیت کودک را تنها وقتی باارزش میدانیم که به نتیجهٔ مشخصی برسد؟ آیا آن نتیجه، خواستهٔ خود اوست یا تصویری که ما ساختهایم؟ این پرسش تحریریه از گفتوگو الهام گرفته، اما پاسخ آن برای خانوادههای مختلف یکسان نیست. آینده موضوع توجه است؛ نه مجوز مصادرهٔ همهٔ تجربههای امروز.