دکتر دریادار

نوشته‌ها

قصه و موسیقی؛ واژه‌ای که به تجربه وصل می‌شود

تحریریهٔ دی‌تاک

قصه از کجا برای مخاطب باز می‌شود؟

بابک رجبی در بخشی از گفت‌وگو به پیوند قصه و موسیقی و بازگویی داستان برای کودک می‌پردازد. در این بحث، پرسش فقط انتخاب یک متن ارزشمند نیست؛ چگونگی ورود مخاطب به جهان آن متن نیز اهمیت دارد. یک نام، یک موقعیت یا یک شخصیت ممکن است برای بزرگسال آشنا باشد و برای کودک هنوز معنایی نداشته باشد.

از اینجا می‌توان میان ساده‌کردن زبان و ساده‌انگاشتن مخاطب تفاوت گذاشت. اولی می‌کوشد راه فهم را باز کند؛ دومی ممکن است پرسش‌ها و پیچیدگی‌هایی را حذف کند که خود داستان را زنده نگه می‌دارند. این تمایز، خوانش تحریریه از موضوع است، نه قاعده‌ای قطعی دربارهٔ همهٔ اقتباس‌ها.

صدا، همراه روایت باشد؛ نه جانشین آن

در یک مثال فرضی، برای معرفی شخصیتی در داستان می‌توان از صدا یا ریتم استفاده کرد. اما اگر تنها نتیجه این باشد که کودک با شنیدن یک علامت، پاسخ از پیش تعیین‌شده‌ای بدهد، هنوز معلوم نیست چه چیزی از داستان برایش روشن شده است. مشارکت می‌تواند به حدس‌زدن، پرسیدن یا پیشنهاد ادامه‌ای متفاوت هم راه بدهد.

همچنین لازم نیست هر قصه در پایان به پیام اخلاقی یک‌خطی تبدیل شود. می‌توان دربارهٔ تصمیم شخصیت و پیامد آن پرسید، بدون اینکه از کودک پاسخ مورد انتظار بزرگسال استخراج شود. پرسش‌هایی که واقعاً پاسخ‌های متفاوت را می‌پذیرند، با امتحان حفظ‌بودن نتیجه فرق دارند.

سهم مخاطب در داستان

پس از شنیدن قصه، چه چیزی هنوز برای کودک باز مانده است: یک تصویر، پرسش یا احتمال دیگر؟ این یادداشت، دعوتی برای دیدن همین سهم است. از روایت مهمان، ادعای تضمینی دربارهٔ رشد زبان، هوش یا اثر درمانی موسیقی نتیجه نمی‌گیریم.

مطالب مرتبط