دکتر دریادار

نوشته‌ها

کودک، پرسشگر معلم

تحریریهٔ دی‌تاک

چیزی که برای ما بدیهی شده است

بابک رجبی از پرسش‌هایی یاد می‌کند که کودکان دربارهٔ ساز و جزئیات آن مطرح می‌کنند؛ پرسش‌هایی که ممکن است بزرگسال مدت‌ها بدون مکث از کنارشان گذشته باشد. در این موقعیت، آشنایی با یک ابزار لزوماً به معنای آماده‌داشتن توضیحی روشن برای همهٔ ویژگی‌های آن نیست.

پرسش کودک می‌تواند فاصلهٔ میان «همیشه همین‌طور دیده‌ام» و «دلیلش را می‌دانم» را آشکار کند. ارزش این لحظه در شرمنده‌کردن معلم یا برتر دانستن ذاتی کودک نیست. هر دو با موضوعی روبه‌رو می‌شوند که هنوز می‌توان درباره‌اش دقیق‌تر فکر کرد.

ندانستن را صادقانه نگه داریم

در یک مثال فرضی، کودک از علت شکل یک ابزار می‌پرسد و معلم پاسخ مطمئنی ندارد. گفتن «دلیل دقیقش را نمی‌دانم» می‌تواند با انتخاب راه بررسی همراه شود. لازم نیست حدس لحظه‌ای به‌عنوان حقیقت عرضه شود یا برای حفظ اقتدار، پرسش بی‌اهمیت اعلام شود.

از طرف دیگر، بازبودن پرسش به معنای خودداری همیشگی از توضیح نیست. وقتی پاسخ قابل اتکایی در دسترس است، می‌توان آن را متناسب با موضوع توضیح داد و نشان داد از کجا آمده است. گاهی دانستهٔ روشن، پرسش بعدی را ممکن می‌کند. بنابراین دوگانهٔ «یا جواب بدهیم یا کنجکاوی را نگه داریم» همیشه راهنمای خوبی نیست.

پرسشی برای خودمان

آخرین بار کدام سؤال یک تازه‌وارد، ما را به بررسی چیزی آشنا واداشت؟ این پرسش تحریریه، یادگیری را به یک سمت رابطه محدود نمی‌کند. کودک لازم نیست نقش معلم بزرگسال را بر عهده بگیرد؛ اما پرسش او حق دارد جدی گرفته شود، حتی وقتی پاسخ آماده‌ای نداریم.

مطالب مرتبط

کودک، پرسشگر معلم | دی‌تاک — دکتر دریادار