محبت را از جای دریافتکننده هم ببینیم
تحریریهٔ دیتاک
یک موقعیت، دو تجربه
در بخشی از گفتوگو، بابک رجبی موقعیت آشنای نزدیکشدن بزرگترها به کودک را از زاویهای دیگر مطرح میکند. بزرگسال ممکن است از دیدار خوشحال باشد و تماس بدنی را نشانهٔ محبت بداند؛ کودک لزوماً همان آمادگی یا همان خواسته را ندارد. نقطهٔ شروع این یادداشت، تفاوت میان نیت فرستنده و تجربهٔ دریافتکننده است، نه داوری دربارهٔ تمام آغوشها یا همهٔ دیدارهای خانوادگی.
وقتی فقط نیت خود را معیار بگیریم، عقبرفتن یا سکوت کودک ممکن است بیادبی تعبیر شود. اما پیش از این تعبیر میتوان به خود موقعیت نگاه کرد: فرد برای کودک آشناست؟ نزدیکشدن ناگهانی بوده؟ راه دیگری برای سلامکردن وجود دارد؟ هیچکدام از این پرسشها پاسخ کودک را از پیش تعیین نمیکند.
احترام را به اجرای نمایش تبدیل نکنیم
در یک مثال فرضی، کودکی دوست ندارد هنگام ورود به مهمانی بوسیده شود. میتوان سلامکردن و توجه به دیگری را از الزام به بوسیدن جدا کرد. کودک قرار نیست برای اثبات ادب، شکل واحدی از تماس را بپذیرد؛ بزرگتر نیز برای حفظ رابطه به اجبار متوسل نمیشود. انتخاب یک سلام کلامی یا دست تکاندادن، احترام را حذف نمیکند.
این موضوع با مراقبت ضروری یکسان نیست. مسئولیت بزرگسال در موقعیتهای ایمنی پابرجاست؛ آنچه بررسی میکنیم تماسهای غیرضروری در معاشرت روزمره است، نه واگذاری همهٔ تصمیمهای مراقبتی به کودک.
پرسشی برای مکث
در آخرین ابراز محبت ما، چه نشانهای از راحتی یا ناراحتی کودک دیده شد؟ آیا واکنش او توانست شیوهٔ نزدیکشدن ما را تغییر دهد؟ این پرسش، افزودهٔ تحریریه است: محبت را نه فقط با احساسی که داریم، بلکه با جایی که برای دیگری باقی میگذاریم نیز ببینیم.