دکتر دریادارکودکی، روایت و تجربهٔ انسانی

نوشته‌ها

شروعِ ناتمام هم می‌تواند جدی باشد

تحریریه دی‌تاک

امیرعلی در کنار دکتر مصطفی دریادار در گفت‌وگوی دی‌تاک
گفت‌وگو با امیرعلی
فهرست و اندازهٔ متن

بازبینی یک کار وقتی هنوز چیزی ساخته نشده با بازبینی یک نسخه موجود فرق دارد؛ از هرکدام چه انتظاری داریم؟ در گفت‌وگوی دی‌تاک با امیرعلی، نسبت بازبینی با امکان شروع و تجربه‌کردن مطرح می‌شود. مسئله این یادداشت، شیوه نگاه‌کردن به یک کار است؛ نه داوری درباره ویژگی شخصیتی کسی. تمرکز این نوشته بر تفاوت مرحله‌های یک پروژه است؛ نه توصیه‌ای کلی برای شیوه زندگی.

یک کار در مرحله نخست لازم نیست همه ویژگی‌های نسخه نهایی را داشته باشد. نسخه اولیه می‌تواند فرصتی برای دیدن چیزی باشد که پیش از ساختن فقط درباره‌اش فکر می‌کردیم. آزمودن در فضایی محدود با انتشار عمومی تفاوت دارد؛ جدی‌بودن شروع، الزام به نمایش زودهنگام آن نیست. موضوع اینجا روشن‌کردن کارکرد یک نسخه است؛ مقاله ادعا نمی‌کند شروع زودتر در هر شرایطی نتیجه بهتری می‌دهد.

این نگاه به معنای بی‌اهمیت‌شدن کیفیت نیست. تفاوت در هدف مرحله و امکان اصلاح آن است؛ خطایی که در پیش‌نویس قابل‌بازگشت است، ممکن است در خروجی عمومی همان وضعیت را نداشته باشد. انتظار یک اثر آماده انتشار از نخستین آزمون، ممکن است پرسش اصلی آن مرحله را پنهان کند. این تنها یکی از پرسش‌های ممکن درباره دشواری شروع است؛ کمبود زمان، منابع یا روشن‌نبودن خواسته پروژه نیز می‌تواند مهم باشد. گاهی یک طرح روی کاغذ یا گفت‌وگو درباره ترتیب بخش‌ها برای نخستین پرسش کافی است؛ لازم نیست همان ابتدا همه اجزای کار ساخته شوند. گاهی نداشتن وقت یا توان کافی، دلیل معتبری برای شروع‌نکردن در همین لحظه است؛ این مقاله مسابقه‌ای برای تولید بیشتر پیشنهاد نمی‌کند.

پیشنهاد تحریریه مربوط به یک تمرین خلاقه یا نمونه داخلیِ قابل‌اصلاح است؛ تصمیم‌های پزشکی، مالی یا ایمنی را نمی‌توان با این مثال سنجید. در همان کار محدود، هدف نسخه نخست را مشخص کنیم. قرار است چه چیزی را بفهمیم، نه اینکه همه توانایی خود را ثابت کنیم؟ در مثال فرضی تحریریه، طرح اولیه یک ویدئو فقط برای فهمیدن ترتیب روایت ساخته می‌شود؛ می‌تواند با طرح‌های موقت ساخته شود، به شرط آنکه با نسخه نهایی اشتباه نشود و هیچ محتوای تأییدنشده‌ای عمومی نشود. اگر دیگران در کار سهم دارند، هدف آزمایشی و محدودیت نسخه باید برای آن‌ها هم روشن باشد؛ آزمایش نباید به جای تعهد اعلام‌شده ارائه شود. وقتی نسخه پاسخ لازم برای همان پرسش محدود را فراهم کرد، می‌توان آزمون را متوقف و درباره مرحله بعد تصمیم گرفت.

بعد از ساختن نسخه نخست، می‌توان به بازبینی برگشت. اکنون می‌توان دو چیز را جدا نوشت: از این نسخه چه فهمیدیم و پیش از مرحله بعد چه چیزی باید اصلاح شود. پرسش نخست بازبینی می‌تواند همان هدف اولیه باشد: آیا ترتیب روایت روشن شد؟ نقص‌های نامربوط به این هدف را می‌توان برای مرحله مناسب ثبت کرد. ناتمام‌بودن در این مثال، نام مرحله‌ای از کار است که هنوز برای آزمودن و اصلاح جا دارد؛ ارزش این مرحله را باید با پرسشی سنجید که قرار است پاسخ دهد.

پیش از شروع، نام نسخه را روشن کنیم: آزمایش، پیش‌نویس یا خروجی آماده ارائه؟ هرکدام تعهد متفاوتی دارد. شروع ناتمام وقتی جدی است که بدانیم چه چیزی را می‌آزماییم و پیش از رفتن به مرحله بعد، چه چیزهایی هنوز باید بررسی شوند. پیش از ارائه عمومی، بررسی‌های متناسب با همان اثر همچنان لازم‌اند؛ ارزش شروع اولیه، جای آن مرحله را نمی‌گیرد.

مطالب مرتبط

شروعِ ناتمام هم می‌تواند جدی باشد — دکتر دریادار