دکتر دریادارکودکی، روایت و تجربهٔ انسانی

نوشته‌ها

یک خاطره فرهنگی، معنایی که بعدتر پیدا می‌کند

تحریریه دی‌تاک

امیرعلی در کنار دکتر مصطفی دریادار در گفت‌وگوی دی‌تاک
گفت‌وگو با امیرعلی
فهرست و اندازهٔ متن

یک تجربه قدیمی ممکن است در روایت امروز ما معنای تازه‌ای پیدا کند؛ معنایی که هنگام رخ‌دادن آن روشن نبوده است. در گفت‌وگوی دی‌تاک با امیرعلی، خاطره حضور در فضای کتاب و معنایی که بعدتر در نسبت با علاقه فرهنگی پیدا می‌کند مطرح می‌شود. این مقاله همان موضوع را دنبال می‌کند و رابطه علت‌ومعلولی اثبات‌شده‌ای ادعا ندارد. تمرکز این یادداشت بر شیوه خواندن یک خاطره است؛ نه تعیین برنامه فرهنگی خانواده‌ها.

در این روایت، خرید کتاب و خواندن فوری آن تنها بخش ماجرا نیست. خودِ حضور در یک فضای فرهنگی و خاطره‌ای که از آن می‌ماند نیز وارد بحث می‌شود. ممکن است نتیجه فوری هم مهم باشد؛ نکته این است که تنها لایه ممکنِ تجربه نیست. اینکه فرد امروز میان خاطره و علاقه‌اش پیوند می‌بیند، با اثبات اینکه همان تجربه تنها علت علاقه بوده تفاوت دارد.

این زاویه کمک می‌کند درباره انتظارمان از یک تجربه پرسش کنیم. آیا فقط نتیجه فوری را ثبت کرده‌ایم، یا اجازه می‌دهیم خود فرد بعدها معنای دیگری برای تجربه‌اش تعریف کند، حتی اگر آن معنا مطابق انتظار ما نباشد؟ جا بازکردن برای این امکان، تضمین نمی‌کند که هر تجربه‌ای در آینده به علاقه یا مهارت معینی برسد. معنای بعدی می‌تواند علاقه، بی‌تفاوتی یا حتی نقد آن تجربه باشد؛ شنیدنِ واقعی، پاسخ را از پیش تعیین نمی‌کند. هیچ‌کس موظف نیست برای یک خاطره معنایی مثبت بسازد؛ بازبودن تفسیر، حقِ نداشتن نتیجه روشن را هم شامل می‌شود.

پیشنهاد تحریریه برای مرور یک خاطره دلخواه، توجه به جزئیات همان تجربه است؛ لازم نیست از آن درس یا نتیجه تربیتی استخراج کنیم. از یک موقعیت فرهنگی چه چیزی در خاطر مانده: یک تصویر، گفت‌وگو، کتاب یا احساس همراهی؟ مثال فرضی تحریریه این است: از بازدید یک نمایشگاه، گفت‌وگویی کوتاه در خاطر مانده؛ می‌توان آن خاطره را ثبت کرد و جدا نوشت امروز چه معنایی برای فرد دارد. دسترسی به چنین فضاهایی برای همه یکسان نیست؛ گفت‌وگو درباره یک خاطره، معیار ارزش‌گذاری خانواده‌ها یا افراد نیست. اگر جزئیاتی به یاد نمی‌آید، لازم نیست جای آن را با روایت منظم پر کنیم؛ نادانستن هم می‌تواند بخشی از پاسخ باشد.

این پرسش، نسخه‌ای برای ساختن علاقه در همه افراد نیست. آدم‌ها ممکن است از موقعیت‌هایی مشابه خاطرات متفاوت داشته باشند و بعدها نیز رابطه یکسانی با آن‌ها برقرار نکنند. می‌توان میان آنچه از تجربه به یاد داریم و معنایی که امروز به آن می‌دهیم فرق گذاشت؛ اولی گزارش حافظه است و دومی تفسیر امروز؛ برای ادعای کلی درباره اثر فرهنگی، هیچ‌کدام به‌تنهایی کافی نیست. ارزش شنیدن این روایت در معنایی است که برای همان فرد دارد؛ نه در ساختن رتبه‌بندی فرهنگی یا الگویی اجباری برای زندگی دیگران.

در کنار نتیجه‌ای که انتظار داشتیم، بپرسیم چه تجربه‌ای واقعاً در خاطر مانده است. این پرسش قرار نیست از هر خاطره یک موفقیت بسازد؛ فرصتی است برای شنیدن معنایی که فرد امروز برای تجربه خود دارد، حتی اگر با انتظار اولیه متفاوت باشد. می‌توان این معنا را محترم شمرد و همچنان درباره تعمیم آن به تجربه دیگران محتاط بود.

مطالب مرتبط